
محمدرضا هدایتی متولد ۲۴ اردیبهشت ۱۳۵۲ در شهرستان چابهار استان سیستان و بلوچستان استاو اصالتا از بستگان طایفه میرشکار می باشد
یک ماهه بود که به زاهدان منتقل شدند. پدرش پلیس بود. تا سن 22 سالگی در زاهدان بود. محمدرضا هدایتی در مورد آن سالها میگوید: از 2 سالگی یک خاطره دارم، گم شدم تمام کوچه هایی را که طی می کردم به یاد دارم 2 تا 3 محله را طی کردم بعد پدرم را دیدم که با دوچرخه از دور می آید. لبخند مهربانش آرامام کرد گریهام بند آمد، یک تصویر دیگر هم از آن سالها دارم شب بود درب خانه را زدند باز کردیم چهار شتر با بار هیزم و ساربان بلوچ با کفش هایی که از لاستیک ماشین درست کرده بودند پدرم سفارش هیزم داده بود برای تنوری که مادرم در آن نان می پخت تا وقتی در زاهدان بودم مادرم هنوز نان می پخت انبار هیزم هم پشت بام گنبدی خانه بود خانۀ که هنوز هم به آن شکل باقی مانده و خانوادهام در آن زندگی میکنند.هنوز هم نقاشی که با انگشت رنگیام روی دیوار حیاط کشیدهام باقی است.می خواستم به تقلید از از منظرهای که همسایهمان روی دیوار خانۀاش کشیده بود صفایی به حیاط بدهم اما تنها چیزی که توانستم بکشم یه آدم کج وکوله و بیریخت بود، هنوز هم نمیتوانم بهتر از آن نقاشی کنم خطم نیز بدتر از آن، وقتی به کسی امضاء میدهم شرمنده میشوم.
او در سال 70 در مرکز هنرهای نمایشی زاهدان حدود 4سال تئاتر کار میکرد. با سید جواد موسی نویسنده و فیلمساز و رضا خدا بیگی کارگردان تئاتر یک تیم 3 نفره خوب داشتند با کارهای کم پرسوناژی که هیچ کدام در زاهدان اجازه اجرا نداشت و در جشنوارههای تهران شرکت میکردند.در جشنوارهی فجر از 72 تا 74 کار میآوردیم. البته از ۱۰ سالگی در تئاتر بود، در دبیرستان هم تئاتر کار میکرد و صدای شیپورچی و پدر پسرشجاع را تقلید میکرد. اما بطور جدی از سال ۷۰ در مرکز هنرهای نمایشی زاهدان کارش را شروع کرد. آنجا دو اثر را به جشنواره آوردند و او با آن آثار، بازیگر اول جشنواره شد.همین عاملی شد که به تهران فکر کند. در همان سالها که بواسطه بازی در تئاتر به جشنواره میرفت، دوستانی پیدا کرد که با حمایت آنها توانست به بازی جلوی دوربین راه پیدا کند. همان سالهای اولی که به تهران آمد، با دانشجویان تئاتر کار میکرد.
خرداد 74 به تهران آمد و اردشیر رستمی (بازیگر سریال شهریار ) برایش در انتشاراتمرغ آمینکار پیدا کرد. دو سال و نیم آنجا بود با دنیایی از کتاب و آدمهای جالبی که آنجا میآمدند.خودش میگوید: یک بار علیرضا خمسه آمد برای اولین بار و آخرین بار به خودم جرات دادم از کسی تقاضای همکاری کنم، گفت برو دانشگاه، از او به خاطر درخواستم کلی معذرت خواهی کردم. یک سال و اندی هم بعد از انتشارات بیکار و علاف بودم.. خيلي تلاش كرد تا در دانشگاه هنر قبول شود، آن هم در دانشگاه دولتي، اما نشد، تصمیم گرفت كه به دانشگاه سوره و جهاد دانشگاهي برود . سال بعد در رشته تئاتر و سينما قبول شد.
اولين بار در زمستان سال 74، در يك نقش دو دقيقهاي براي حسين محب اهري در نقش يك مامور آتشنشاني بازي كرد،در تابستان 75 هم، در سريال "نوع ديگر" براي بهروز بقايي ایفای نقش کرد.
و اما آشنايي او با مهران مديري از طریق سروش صحت اتفاق افتاد،همسر صحت از دوستان خانوادگيشان در زاهدان بود. سروش براي برنامه 77 مديري به او پيشنهاد داد اما او قبول نکرد! نمیخواست كارش را با طنز شروع كند، دلش ميخواست با تئاتر آغاز كند. در سال ۱۳۷۷ یک تئاتر با اکبر زنجانپور به نام "گوریل پشمالو" اثر یوجین اونیل کار کرد. پس از مدتي احساس كرد كه در مورد بازی طنز اشتباه کرده است، از اين رو نزد مديري رفت.تا اینکه سال ۱۳۷۸ اولین همکاری را با مهران مدیری در مجموعه تلویزیونی با نام "ببخشید شما؟" تجربه کرد.
معتقد است که آشناییاش با مهران مدیری خوش شانسی بزرگ زندگی او بوده،چون اگر آغاز فعالیتش با او نبود، آنقدر دیده نمیشد. در واقع با مهران مدیری دیده شد که کارگردان بزرگی مانند جعفری جوزانی نقش جدی و خوبی را در سریال عظیمی مانند "در چشم باد" به او داد. از دیگر فعالیت های او می توان به کارگردانی یک فیلم کوتاه با نام " برخورد کوتاه" اشاره کرد.
آشنایی با ایرج طهماسب یکی دیگر از شانسهای بزرگ زندگیش است. او و حمید جبلی الان دیگر جزو بهترین دوستانش هستند. اواخر سال ۸۷ حبیب رضایی با او تماس گرفت و گفت که آقای طهماسب خواسته که به دفترشان برود و برای یک کار عروسکی تست بدهد. خودش در این باره میگوید:" آنجا آقای طهماسب گفت تلویزیون از ما میخواهد پس از سالها دوباره کلاه قرمزی را روی آنتن ببریم و ما هم یک عروسک به نام «پسرعمه زا» را به جمعمان اضافه کرده ایم و میخواهیم صدایش را شما بگویی، من هم گفتم با کمال میل!"
هدایتی آدمی است که تمام وقتش را یا در دفتر روی آلبومهایش کار میکند، یا جلوی دوربین است و یا در خانه. اما دفتر «صحرا فیلم» (دفتر تهیه کننده مجموعه های تلویزیونی و سینمایی کلاه قرمزی) تنها دفتری بود که ترجیح میداد وقتش را آنجا بگذراند و از وجود ایرج طهماسب و حمید جبلی لذت ببرد.
شاید خیلیها هنوز نمیدانند «پسرعمه زا» با آن صدای خاص و تند تند حرف زدن بچهگانه اش، دستپخت محمدرضا هدایتیای است که نقش انواع و اقسام پیرمرد را در سریالهای مهران مدیری بازی کرده است؛ از طغرل پاورچین تا جهانگیرشاه دلو در قهوه تلخ. او این روزها با «کلاه قرمزی هوووو…» گفتنهایش دوباره سر زبانها افتاده و همین باعث میشود فکر کنیم اگر کسی او را در خیابان ببیند به جای «سلام»، یک « محمدرضا هوووو»ی کِشدار تحویلاش میدهد!
محمدرضا هدایتی يكي از بازيگران به نام طنز ايران است كه البته بايد بگوييم هميشه با غرور فاصله دارد، بازيگري كه در اوج جواني نقش پيرمردها را بازي ميكند و اين كمي عجيب به نظر ميرسد. نقش ياور طغرل در "شبهاي برره"، نقش طغرل در پاورچين ، منصور زرگنده در مجموعه "باغ مظفر" و یا جهانگیر شاه در مجموعه "قهوه تلخ" از شاهكارهاي هنري هدايتي است. در چهار سالگي صحنههايي از تلويزيون ديد كه همان صحنهها در ذهن او نقش بست. از ده، دوازده سالگي هم عاشق بازيگري شد.
پیش از آنکه به شهرت برسد در عرصه تئاتر بسیار فعال بوده است.او بازیگری است که به خاطر نقشهای کمدیش در سریالهای تلویزیونی به کارگردانی مهران مدیری شهرت پیدا کرده است.همه بازيگرها را دوست داشت، به عبارتي هنر را دوست داشت. زماني كه براي ديدن فيلم "سناتور" به تنهايي به"سينما زاهدان" رفت، عاشق سينه چاك سينما شد. پدرش با سينما ميانه خوبي نداشت، زماني كه پدرش فهميد، او را سرزنش كرد كه چرا تنهايي به سينما رفته است.
وي در پاسخ به سوالي كه چرا به طنز رو آورديد گفت: "چون بازيگران كمدي را خيلي دوست داشتم،چارلي چاپلين را كه واقعا عاشقش بودم و از لورل هاردي هم بسيار خوشم ميآمد. کمدینها اکثرا بداخلاق هستند، میگویند آنکه میخندد یک درد دارد و آنکه میخنداند هزار و یک درد.کمدین دردها را میبیند و آنها را برایدیگران تبدیل به کاریکاتور و خنده میکند. پس میتواند فرد عمیقتر و جدیتری باشد."
او در زمینه خوانندگی هم فعالیت نموده و چندین آلبوم منتشر کرده است. آرزویش اینست که روی موسیقیسیستان و بلوچستان کار کند، او موسیقی سنتی ایرانی را خیلی خوب می شناسد، موسیقی های غربی را با جزئیات دنبال میکند و به موسیقی مقامی ایران و موسیقی فالک دنیا به شدت علاقه مند است.چند آلبوم را روانه بازار کرده و آلبوم سوم با نامعشق پنهونیرا قرار است بزودی منتشر کند، سال 83 دو کنسرت در شیراز و دیگری در اراک برگزار کرد.در اکثر ترکهایش با رشید رفیعی همکاری کرده است.در مورد دلیل اینکه یکی از آلبومهای موسیقیاش را برای نوجوانان منتشر کرده است می گوید، تنها یک حرف ایرج طهماسب باعث شد که این کار را انجام دهد: او یک روانشناس واقعی است«طهماسب میگفت روی بچه ها کار کنید. اگر برای بچه ها کار کنید، فرد وقتی هنوز بچه است، طرفدارت میشود؛ بزرگ شد باز هم طرفدارت است؛ بچه دار شد طرفدارت است و اتفاقا بچهاش هم طرفدارتوست و همینطور تا آخر عمر طرفدار داری. یعنی همین کاری که او با کلاه قرمزی و پسرخاله انجام داد
برای آرامشش گاهی خمیر را برداشته و شکلهای جدیدی به آن میدهد.در زیر چندتا از هنرهای دستی او را میبینید
جوایز:
دیپلم افتخار از دومین جشنواره کودک مهاباد
تئاتر:
نیرنگ باری
لولوی عزیز من
میزان
خواستگاری
گوریل پشمالو
دلم دریا
زمانی برای کشتن
دزد و مهتاب
بار دیگر هابیل
شب بخیر سرهنگ
مجموعههای تلویزیونی:
وکیل محل دهه70
پلاک 14 مهران مدیری،1378
ببخشید شما؟ مهران مدیری،1378
کمین (مسعود کرامتی،سال1380
داستانهای نوروزی مسعود کرامتی،سال1380
پاورچین مهران مدیری،1381
رانتخوار کوچک حسین سهیلی زاده،1382
نقطه چین مهران مدیری،1382-83
در چشم باد جعفری جوزانی،1382-87
شبهای برره مهران مدیری،1384
باغ مظفر مهران مدیری،1385
نیستان حسین مختاری،1386
مرد هزار چهره مهران مدیری،1377
مرد دو هزار چهره مهران مدیری،1378
لطفا دور نزنیم مهدی مظلومی، 1387
کلاه قرمزی ۸۸ ایرج طهماسب،1388
قهر و آشتی علی ژکان،1390
کلاه قرمزی ۹۰ عروسک گردان،ایرج طهماسب،1390
کلاه قرمزی ۹۱ عروسک گردان،ایرج طهماسب،1391
کلاه قرمزی ۹2 عروسک گردان،ایرج طهماسب،1392
کلاه قرمزی ۹3 عروسک گردان،ایرج طهماسب،1393
سینمایی:
اینجا آسمان همیشه بارانی است مهدی گلستانه،1392
کلاه قرمزی و بچه ننه ایرج طهماسب،۱۳۹۰
تاکسی نارنجی ابراهیم وحیدزاده،۱۳۸۷
کیش و مات (جمشید حیدری،۱۳۸۷
بی وفا اصغر نعمتی،۱۳۸۵
شام عروسی ابراهیم وحیدزاده،۱۳۸۴
الهه زیگورات رحمان رضایی،۱۳۸۲
روز کارنامه (مسعود کرامتی،۱۳۸۱
مردی از جنس بلور سعید سهیلی،۱۳۷۷
دلقک قدرت اله احسانی،1355
آلبومهای موسیقی:
آلبوم برگ و باد ( خواننده،1387
آلبوم ماه میخنده ( خواننده و آهنگساز،1390
تک آهنگ دنیا کوچیکه ( خواننده و آهنگساز،1390
تک آهنگ مشتاق ( خواننده،1391
آهنگ پیشواز سایه ( خواننده،1391
آهنگ پیشواز یادته ( خواننده،1391
تک آهنگ محلی 1391
شبکه خانگی:
داماد خوش قدم (کاظم راست گفتار،1385
فضانوردان (قاسمخانی و انصاری،1385
گنج مظفر (مهران مدیری،1385
قهوه تلخ (مهران مدیری،1389
ویلایمن (مهران مدیری،1391
شوخی کردم ،مهران مدیری 1392