
بسم الله الرحمن الرحيم
ضمن تشكر از خوانندگان محترم و نظرات ارائه شده، فكر كردم شايد بهتر باشد با دسته بندي نكات مطروحه توسط كاربران عزيز و در يك چارچوب تحليلي پاسخ مناسب ارائه گردد.
نكته اول إظهار ارادت دوستان به هامون مقدس و فرياد بلند آنان براي دوست داشتن هامون و بوسه زدن بر تن خشكيده و ترك خورده هامون عزيز است.
كه البته بسيار قابل احترام است و به نظر بنده هم لازم است هر چه سريعتر همه سيستاني هاي سراسر ايران و جهان با همديگر هم صدا شده و براي نجات هامون فرياد بكشند. آنچنان فريادي كه همه خفتگان داخلي و خارجي را براي احياء هامون بيدار كند.
نكته دوم نا اميدي برخي از دوستان است تا حدي كه مجلس ختم هامون را ترتيب مي دهند. به نظر من هر چند شرايط فعلي هامون بسيار غم انگيز است اما نبايستي تسليم شد و تن به پذيرش شرايط موجود داد. اين بيماري لاعلاج نيست و مي توان آن را درمان كرد.
نكته سوم آرزوي برخي از همشهريان محترم براي سيرآبي و احياء هامون است. كه خود نكته مثبتي است و بايد اين روحيه اميد و آرزو را در همه مردم تقويت كرد زيرا اگر خود ما سيستانيها بپذيريم كه هامون مرده و قابل احياء نيست قافيه را باختيم.
نتيجه اينكه ما با هامون زنده ايم حتي در ذهن ما نبايستي هامون بميرد اين افكار را بايد از خود و فرزندانمان دور كنيم.
نكته چهارم در خصوص علت اين شرايط است. يكي از همشهريان نوشته بودند كه از ماست كه بر ماست. البته خشك شدن تالاب دلايل متعددي دارد كه در نوشتارهاي بعدي مفصلاً به آن خواهم پرداخت. وليكن من تا حدودي زيادي نيز با اين نظريه موافقم كه مردم هر منطقه بي تاثير در خلق شرايطي كه در آن به سر مي برند، نيستند! (در صورتي كه دوستان مايل بودند مي توان مشخصاً در وقت ديگري به اين موضوع پرداخت).
نكته پنجم اشاره مهم يكي از كاربران محترم بود مبني بر اينكه "نجات هامون نجات مردم سیستان" است. من كاملاً با اين موضوع موافقم. به برنامه توسعه سيستان صرفاً بايستي از پنجره تالاب هامون نگريست. احياء هامون كليد توسعه پايدار منطقه است. اگر بتوانيم هامون را احياء كنيم مي توان به حيات مردم و آرامش زندگي در منطقه سيستان اميدوار بود. اجازه مي خواهم دلايل تخصصي حمايت از اين ايده كه توسعه سيستان مستلزم احياء هامون است را در جاي خودش بحث كنم.
نكته ششم مجموعه نكات مثبت و مهمي است كه همشهريان محترم در قالب عبارات مختلف فرموده اند و از نظر بنده همه آنها مهم است و بايستي مورد توجه و عنايت دوستداران هامون قرار گيرد. از جمله : ضرورت تلاش و همت خود مردم سيستان و مديران با سواد و همدلی نمایندگان سیستان وبلوچستان واستان گلستان ونماینده سرخس به صورت خاص ( آقاي سجادي كه اصالتاً سيستاني هستند) وهمراهی نمایندگان دیگر به صورت عام وتحرک نخبگان سیستانی و اينكه دست در دست هم دهیم به مهر و در عمران و آبادانی سیستان خویش تلاش کنیم و هامون خود را کنیم آباد و يا اينكه باید همه به پاخیزند برای احیای دریاچه هامون و اعلام پشتيباني و كمك مردم زابل و اينكه جوانان سیستانی امروز محکم تر از گذشته خواهان احیای این دریاچه هستند.
نكته هفتم طرح عبارت مهمي است كه از سوي يكي از همشهريان بيان شده است و آن اينكه چقدر خوب است تا مردم ما بويژه نخبگانش "چشم باز عقلانیت را بر چشم تنگ حسادت و کینه ورزی ترجیح دهيم".
قطعاً هر چه مردم يك منطقه بويژه نخبگان و مديران آن توسعه يافته تر باشند يعني از ويژگيهاي رفتاري مناسب و انديشه هاي نيكوتر برخوردار باشند حركت بر مدار توسعه و پيشرفت هم آسانتر وسريعتر خواهد شد.
بنابراين لازم است كه همه ما بويژه خواص جامعه يادمان باشد كه توسعه يافتگي افراد جامعه فقط به افزايش سطح تحصيلات كلاسيك نيست بلكه لازم است تا هم زمان به توسعه ساير ابعاد شخصيتي و تحصيل صفات نيكوي اخلاقي و انساني نيز بپردازيم.
نكته هشتم "استفاده از اندیشه بخردانه فرزندان برومند برخاسته از همین آب و خاك " است. بدون شك ما نياز داريم تا براي عمران و آباداني سيستان عزيز دست هر فرد انديشمند و توانمندي را كه مي تواند گره اي از مشكلات مردم را حل كند به گرمي بفشاريم و چقدر خوب است كه اين دست ، دست مبارك فرزندان نيك آب و خاك سيستان باشد.
نكته نهم اين سؤال است كه سونامی مهاجرت از سیستان تا به كي ادامه دارد؟ اگر چه به نظر مي رسد طرح اين موضوع بيشتر به مهاجرتهاي اخير بر مي گردد. اما اين مسئله ابعاد متعددي دارد. اينكه آيا أصلاً مهاجرت چيز خوبي است يا نه؟ اينكه ظرفيت طبيعي سيستان چه جمعيتي را در خود جاي مي دهد؟ اينكه آنهايي كه مهاجرت مي كنند وضعشان بهتر مي شود يا نه؟ اينكه در نتيجه مهاجرت فرزندان سيستان وضع سرزمين مادري آنان چه مي شود ؟ من در اين ارتباط نظراتي دارم كه در اينجا نمي توان به همه آنها پرداخت ولي همين قدر بس كه هميشه مهاجرت بد نيست شايد در برخي مواقع لازم هم باشد. نتيجه همين مهاجرتها بوده كه الآن خيل عظيم فرزندان سيستان در سرتاسر ايران عزيز و حتي برخي كشورهاي همسايه وجود دارند و بسياري از آنها از افتخارات سيستان هستند. به نظر بنده مشكل اصلي، مشكل مهاجرت از سيستان نيست بلكه آنچه همه ساكنين و فرزندان مهاجر سيستان را ناراحت مي كند عدم پيشرفت سرزمين مادري آنها است. و اين مشكل اصلي است كه بايستي براي آن چاره اي انديشيد.
نكته دهم همكاري دولت افغانستان با جمهوری اسلامی ایران بيان شده است و گفته شده كه در اين صورت بسیاری از این مشكلات حل خواهد شد. حرف درستي است. قطعاً بدون همكاري دولت أفغانستان حل مشكلات سيستان بويژه در كوتاه مدت و حتي ميان مدت به سختي امكانپذير است. دولت جديد و توانمندي اعضاء دولت آقاي روحاني اميد بيشتري را براي همكاري دو كشور افغانستان و ايران و حل مسئله آب سيستان فراهم كرده است.
نكته یازدهم در مورد سفر خانم ابتکار به منطقه بود. كه لازم است عرض كنم به زودي اين سفر انجام خواهد شد انشاالله
دلايلي از جمله تعيين استاندار جديد علت اصلي تاخير در اين سفر بود.
نكته دوازدهم اينكه گفته شده خانم ابتکار فکر می کنند در ایران فقط دریاچه ارومیه است که نیاز به توجه و کمک دارد و انگار که فراموش کرده اند که ایشان رئیس سازمان محیط زیست در ایران هستند و باید دیدی ملی داشته باشند. من كه با ايشان كار ميكنم همچين حسي ندارم. از جمله توافقات همكاري ما اين بود كه من براي هامون وقت بيشتري بگذارم و تا كنون هم گامهاي خوب و در خور ستايشي برداشته اند كه حتماً در سفر به سيستان بيان خواهند نمود.
نكته سيزدهم توقع مردم از بنده بعنوان معاون محیط زیست کشور است. بنده اين اطمينان را به همه شما عزيزان مي دهم كه اينجانب از هيچ تلاشي براي بهره گيري از حداكثر ظرفيت سازماني خود و همچنين ارتباط با ساير دستگاهها براي پيشبرد اهداف توسعه منطقه دريغ نخواهم كرد. تاكنون هم اقدامات خوبي انجام شده كه در جاي خود اطلاع رساني خواهد شد.
نكته چهاردهم سؤالي بود مبني بر اينكه "زمانی که نماینده بودید برای دریاچه هامون چه اقداماتی را انجام داده ید و حالا که کل دریاچه هامون از بین رفته و به لطف خدا معاون محیط زیست شده اید میخواهید چکار کنید؟"
هر چند من ترجيح مي دهم و معتقدم كه دوستان و همشهريان بهتر است مطالب تخصصي را كه افراد مختلف مي نويسند حتي اگر آنها را دوست ندارند و دشمن خود نيز مي پندارند صرفاً با نگاه تخصصي نقد كنند. زيرا نقل است كه ميگويند " گاهي اوقات مخالف ما بهتر از خود ما مي بيند و مي انديشد". لذا اجازه دهيد به خاطر كاهش حساسيتها اينجانب صرفاً بعنوان يك متخصص اقتصاد آب و مطلع نسبت به برخي از مسائل منطقه برايتان بنويسم.
البته بي ميل نيستم از تجربيات دوره نمايندگي و اقدامات آن مقطع بنويسم. و يا حتي دوره نمايندگي اينجانب به چالش گرفته شود اما شرطش اين است كه مديريت محترم سايت با توجه به تقاضاي كاربران خويش درخواست نمايد. همين قدر لازم است بدانيد آنچه نمايندگان محترم مردم اروميه امروز فرياد مي زنند در دوره ما بدون سر و صدا شروع شد و در حال انجام بود.
نكته آخر اينكه به گفته يكي از همشهريان
شاید اين هم آزموني باشد براي سنجش بنده، اميدوارم كه با دعاي خير دوستان شرمنده شما نگرديم.
در پايان همانطوري كه يكي از كاربران محترم فرموده بودند" بر تمامی عزیزانی که در راه احیای حق مردم سیستان و هامون عزیز فعالیت میکنند" درود مي فرستيم.
موفق باشيد.
دكتر احمد علي كيخا