
صنعت سنگ در شهرسوخته (ظروف مرمری)
ساخت و استفاده از ظروف و اشیای سنگی در شهرسوخته از رونق زیادی برخوردار بوده به گونه ای که این صنعت یکی از صنایع پایه و مادر در این استقرار بزرگ آغاز تاریخی بوده است. شهرسوخته در نزدیکی منابع سنگهایی همچون مرمر، بازالت، دیوریت، چخماق، یشم و عقیق واقع شده که از آنها در ساخت کالاهای تجملی استفاده می شده است. پس از سفال رایجترین ماده ای که برای ساخت ظروف و سایر اشیا مورد استفاده قرار می گرفته سنگ مرمر است.
با توجه به مطالعات انجام شده تکنیک های ساخت ظروف مرمری را می توان به چهار مرحله تقسیم نمود که در اینجا به هر یک از آنها به اختصار اشاره می گردد.
1. شکل دادن به ظرف در یک قطعه سنگ بصورت ابتدایی و خشن که احتمالا با یک چکش و اسکنه مفرغی انجام می شده است.
2. مرحله دوم خالی کردن حفره درونی ظرف است که با استفاده از نوعی مته های نوک پهن که دارای حرکتی چرخشی بوده صورت می گرفته است. باید در نظر داشت که خالی کردن حفره درونی ظروف با استفاده از مته های مخصوصی انجام می شده که بسته به نوع و شکل ظرف متفاوت بوده است. برای مثال برای ساخت هاون های کوچک سنگی ابتدا از یک مته فلزی دارای قطر کم برای ایجاد یک حفره کم عرض استفاده می شده و کم کم برای بزرگتر کردن حفره از مته ای با قطر بیشتر استفاده می شده است. استفاده از مته با قطر بیشتر امکان تعریض حفره را فراهم می نموده است. اما در ساخت کاسه های مخروطی به نظر می رسد که تکنیکهای دیگری استفاده می شده که عملا ساده تر از روش تبیین شده در فوق است زیرا فضای کار و میدان عمل در این نوع ظروف وسیعتر است.
3. نازک کردن دیواره ظرف بوسیله ابزارهای ساینده مرحله سوم ساخت ظروف مرمی شهرسوخته است که با پرداخت کننده های ریز و درشت انجام می شده است.
4. در این مرحله ظرف بطور کامل پرداخت می شده و احتمالا حرارت داده می شده است.
در مجموع ظروف مرمری بدست آمده از کاوش های گورستان از تنوع شکلی زیادی برخوردار نیستند و می توان آنها را به سه گونه تقسیم نمود: ١. کاسه های مخروطی، ٢. جام های پایه دار، ٣. هاون های استوانه ای
1. کاسه های مخروطی: این دسته از یافته ها از نظر کمیت بیشترین تعداد ظروف مرمری را در بر می گیرد. بیش از ٩٠ ظرف از مجموع ظروف مرمری مکشوفه به این گونه تعلق دارند. در نوشتار پیشین بر اساس مشاهداتمقدماتی، این گونه به سه زیر گونه کوچکتر(کاسه های مخروطی بلند، کاسه های مخروطی متوسط و کاسه های مخروطی کوتاه یا باز) تقسیم شده بودند. اکنون که تعداد این اشیا به بیش از دو برابر رسیده است و با توجه به مطالعات جدید صورت گرفته، با ارائه شواهد دقیقتر می توان گونه شناسی کاملتری را در قالب نمودار زیر پیشنهاد نمود. ( نمودار شماره ١)

نمودار شماره ١
حداقل ارتفاع ظروف ١.١ سانتی متر و حداقل قطر دهانه آنها حدود ٢.٢ سانتی متر است. در حالی که حداکثر ارتفاع آنها ١٣ سانتی متر و حد اکثر قطر دهانه آنها در حدود ۵∕١٩ سانتی متر می باشد. این ظروف اغلب دارای کف تخت، لبه صاف و بعضاً تیز می باشند. اکثر ظروف مرمری مکشوفه از گورستان شهرسوخته از این گروه می باشند.
با توجه به وفور ظروف و دیگر اشیای مرمری در این محوطه باستانی می توان تصور نمود که شهرسوخته یکی از مراکز مهم تولید اشیای مرمری در هزاره سوم قبل از میلاد در نیمه شرقی فلات ایران بوده است. گواه این نکته نه تنها وفور ظروف و اشیای مرمری تمام شده و کامل در شهرسوخته می باشد بلکه قطعات زیادی است که به صورت نا تمام در کاوش های قبل و بعد از انقلاب بدست آمده و منبع مهمی برای بازسازی مرحل مختلف تولید اینگونه اشیا است. ظرف های مشابهی از موندیگک در دره کشک نخود و در مصب دو رود هیرمند و ارغنداب و گئوکسیور واقع در دلتای تجن به وفور به دست آمده است. همچنین نمونه های مشابه به کاسه های مخروطی بلند ازشوش و جنوب بین النهرین (گورستان سلطنتی اور) بدست آمده است.
٢. جام های پایه دار: این گروه شامل اشکال دو مخروطی است که پیش از این به معرفی آنها پرداخته ایم. این گونه از ظروف مشخصه شرق فلات ایران و آسیای مرکزی هستند. نمونه های مشابه از آسیای مرکزی (از محوطه هایی همچون الغ تپه و گنور تپه)، افغانستان (جنوب بلخ)، پاکستان (گنجینه کویته)، و جنوب شرق ایران (شهداد) بدست آمده است. اما از نظر گاهنگاری و از نظر ساختار نمونه های یافت شده در شهرسوخته با جام های پایه دار آسیای مرکزی، آفغانستان، پاکستان و جنوب شرق ایران دارای متفاوتند. از منظر گاهنگاری، جام های پایه دار آسیای مرکزی، آفغانستان و پاکستان به مجموعه فرهنگی ـ باستان شناسی مارجیانا و بلخ (دوره مفرغ میانی ) تعلق دارد. حال آنکه جام های پایه دار شهرسوخته تاریخگذاری آنها دوره های اول و دوم استقرار (دوره مفرغ قدیم) می باشد. از نظر ساختار و شکل نیز نمونه های شهرسوخته از نمونه های یافت شده در سایر مناطق متمایز هستند. در حالی که جام های آسیای مرکزی، افغانستان، پاکستان و شهداد دارای پایه بلند بوده و بخش فوقانی شان نیمکروی یا استوانه ای شکل هستند، جام های شهرسوخته دارای پایه خیلی کوتاه بوده و بخش فوقانی آنها مخروطی است.
٣. هاون های استوانه ای: تعداد زیادی از این گونه در قبور سردابه ای شهرسوخته کشف گردیده که به دوره سوم شهرسوخته تعلق دارد. این هاون ها را می توان به دو گروه تقسیم نمود:
الف) هاون های بزرگ: تاکنون یک هاون استوانه ای شکل همراه با دسته از تدفین شماره ١۶١۵ (1615.24) بدست آمده است. احتمالاً این گونه از هاون ها برای آماده سازی غذا و یا کوبیدن غلات مورد استفاده قرار می گرفته است. امروزه این هاون ها برای کوبیدن غلات در منطقه بکار می رود.
ب) هاون های کوچک: این ظروف مینیاتوری اغلب در گور های سردابه ای یافت می شود. در بین این اشیا ظروف استوانه ای ساده ( ظرف شماره 1400.60)، ظروف استوانه ای با بدنه مقعر( ظرف شماره 1400.23) ، ظروف استوانه ای با کف برآمده ( ظرف شماره 1400.26)، و در نهایت ظروف استوانه ای با لبه برگشته، قابل تشخیص هستند. در خصوص کارکرد این گروه از ظروف باید اشاره نمود که احتمالاً برای تهیه مواد آرایشی مورد استفاده قرار می گرفته اند. برای مثال باید به تدفین سردابه ای شماره 1400 اشاره نمود که در آن پنج عدد ظرف از این گونه یافت گردیده است. این هاون ها به همراه یک آیینه مفرغی، یک عدد شانه چوبی و یک سرمه دان مرمری در سبدی حصیری (به عنوان ساک آرایشی زن مدفون در این گور)قرار داده شده بود. تا کنون از محتویات این ظروف برای آنالیز های شیمیایی نمونه برداری نشده است تا بتوان به روشنی کاربرد آنها را مشخص نمود.
توزیع جغرافیایی ظروف استوانه ای بسیار گسترده می باشد. در واقع اینگونه ظروف در طی هزاره سوم پیش از میلاد از اژه تا سند پراکنده هستند. بیشترین وفور اینگونه ظروف در مصر باستان به چشم می خورد. در شرق ایران و آسیای مرکزی نمونه های زیادی از این گونه در لایه های متعلق به دوران مفرغ میانی یافت شده است. نمونه های مشابه با ظروف استوانه ای شهرسوخته از شهداد در حاشیه کویر لوت وحوزه هلیل رود بدست آمده است.
استفاده مجدد از ظروف و اشیای مرمری
از آنجایی که اشیا و ظروف مرمری با ارزش تلقی می شده و احتملاً به آسانی در دسترس نبوده است، در مواردی که این ظروف می شکسته اند به روش های مختلف دو باره مورد استفاده قرار می گرفته اند. در برخی موارد قطعات این ظروف به یک شی دیگر تبدیل می شده و کاربرد کاملا تازه ای پیدا می کرده است. بهترین مثال در این در خصوص تدفین شماره 3105، واقع در مربع IUM، است. این تدفین از نظر
ظروف و اشیای مرمری یکی از غنی ترین تدفین ها می باشد و 4 شی مرمری در آن کشف گردیده است. در این گور مهره بزرگ مرمری یافت شده که در واقع کف یک کاسه مخروطی بوده است. پیشه وران شهرسوخته پس از پرداخت لبه شکسته ، سوراخی در وسط آن تعبیه نموده اند. گودی کف ظرف به خوبی بر روی این مهره مشهود است. در موارد دیگری دیده شده است که ظرف مرمری شکسته همچنان پس از شکستگی استفاده می شده اند. برای مثال، در تدفین 2909، واقع در مربع HYJ، کاسه مرمری شکسته همراه با هدایای تدفین مادر و کودکی در قبرگذارده شده است. چنین وضعیتی در تدفین های 2905، 2908، 2910، 2913، 2917، 3000، 3103 نیز به چشم می خورد.
تحلیل آیئنی-اجتماعی ظروف مرمری بر اساس یافته های گورستان شهرسوخته
از مجموع بیش از ٣١٠ قبر حفاری شده، ٩٠ گور حاوی ظروف مرمری هستند. جدول شماره ١ فراوانی اشیای مرمری را بر اساس جنسیت، ساختار قبور، دوره و تعداد اشیا نشان می دهد. بر مبنای این جدول، قبور دارای ظروف مرمرین معمولاً از غنای بیشتری برخورداربوده و به همراه اشیا تعداد قابل توجهی ظروف سفالی از نوع منقوش یا ساده، اشیا و ظروف فلزی، مهره های زینتی از جنس سنگ های فیروزه، عقیق و لاجورد و در موارد نادری طلا (گردن بند، دستبند و در برخی موارد کمربند) به عنوان هدایای تدفین قرارداده شده است. در برخی موارد تعداد یک یا دو جانور قربانی نیز در اینگونه قبور دیده شده است. درصد بسیار اندکی از قبور حاوی تنها یک ظرف مرمری شکسته می باشند. این دسته از قبور در بیشتر موارد از آن کودکان است.
بر اساس تحلیل های آماری انجام شده، به نظر می رسد که قبور زنان و مردان دارای اهمیت یکسان از نظر ظروف مرمری برخوردارند. اما چنین ظروفی به ندرت در گور های کودکان گذارده می شده است. زیرا تنها در ١۵% قبور می توان آنها را یافت. (نمودار شماره ٢). توزیع آماری ظروف مرمری بر اساس ساختار و معماری قبور نکات جالبی را آشکار می نماید. بر این اساس، بیش از ٧۷% قبور از نوع چاله های دوقسمتی، ١٧% چاله های ساده، ۴% از نوع قبور سردابه ای و تنها بیش از ١% به سایر انواع قبور تعلق دارد (نمودار شماره ٣).

نمودار شماره ٢

نمودار شماره ٣

نمودار شماره ۴

نمودار شماره ۵
توزیع گاهنگاری ظروف نشان می دهد که درصد قابل توجهی از ظروف در قبوری یافت شده است که به دوره اول و دوم شهرسوخته تعلق دارند. این نکته احتمالاً بیانگر آن است که ساخت وتولید اینگونه ظروف در این دوره ها از رونق بیشتری برخودار بوده است. حال آنکه در دوره سوم استقرار این رقم به ١٢% کاهش پیدا می کند (نمودار شماره ۴)
در بیش از٩٠% از گور های حاوی ظروف مرمری تنها یک ظرف بدست آمده و فقط در ١٠% قبور دو، سه یا چهار ظرف یافت شده است (نمودار شماره ۵).
به این ترتیب می توان پذیرفت که شهرسوخته یکی از مرکز مهم تولید ظروف مرمری در نیمه نخست هزاره سوم پیش از میلاد در شرق فلات ایران بوده است. این محوطه مهم باستانی نه تنها تامین کننده بازار مصرف استقرار های همجوار خود (موندیگک) بوده، بلکه این محصولات را به سرزمین های دور دست (شوش و بین النهرین) صادر می نموده است. از آنجایی که سنگ مرمر در اطراف موندیگک یافت نمی شود، به نظر می رسد که شهرسوخته تنها تامین کننده ظروف مرمری موندیگک بوده است.
کازانووا با مطالعه نمونه های مرمری بدست آمده از شهرسوخته که اکنون در موسسه مطالعات آفریقا و شرق ایتالیا نگهداری می شود، شباهت های زیادی را بین ظروف مرمری شهرسوخته و شوش مشاهده نموده است. به نظر وی، تمامی گونه های مرمری (مرمر رگه دار کرم و سفید و یا مرمر سبز با رگه های قرمز) که در شهرسوخته وجود دارد در شوش نیز می توان آنها را مشاهده نمود. بنا بر این می توان پذیرفت که حد اقل بخشی از ظروف مرمرین یافت شده در شوش از شهرسوخته وارد می شده است. در بین اشیای مرمری بدست آمده از گورستان سلطنتی اور کاسه های مخروطی (بویژه از نوع بلند) مشابهی با نمونه های ساخته شده در شهرسوخته کشف گردیده که گستره جغرافیایی این ظروف را بیش از پیش افزایش می دهد. هر چند برخی اشکال، همچون جام های پایه دار، منحصر به شهرسوخته می باشد.
توزیع جغرافیایی این ظروف بسیار گسترده است.گذشته از شوش و بین النهرین اینگونه اشیا از آسیای مرکزی (الغ تپه، آلتین تپه و گئوکسیور)، افغانستان (موندیگک و جنوب بلخ) و پاکستان (از منطقه کویته و مکران) شناسایی شده اند.
بر اساس داده های موجود، ظروف مرمری، در قبور زنان و مردان به طور همسان یافت شده است. همچنین بیش از ٧۵% ظروف در قبور (چاله های دوقسمتی) دوره اول و دوم بدست آمده است. این بدان معنی است که اوج تولید اینگونه ظروف در دوران شهرنشینی بوده است. درصد گور های حاوی ظروف مرمری در دوره سوم بسیار اندک است. تولید کاسه های مخروطی در دوره سوم متوقف شده و جای آنها را هاون های استوانه ای بزک ساب گرفته است. لازم به یادآوری است که هیچگونه داده ای در باره چگونگی تولید ظروف سنگی در دوره چهارم استقرار در شهرسوخته موجود نیست.
از مجموع گفته های فوق می توان چنین استنباط نمود که در دوران اول و دوم استقرار در این محوطه باستانی آیین های تدفین متنوع بوده اند. یکی از این آیین های تدفین، گذاردن ظروف سفالین، فلزی، مرمرین، مهرهای استوانه ای و مسطح، تزیینات شخصی به شکل گردن بند و دستبند (و در برخی مدارد نادر، کمر بند) از جنس سنگ های لاجورد، عقیق، فیروزه و سنگ آهکی، به همراه جانور قربانی بوده است. باید توجه داشت که نتایج فوق در مرحله کنونی مقدماتی است و نتایج کامل پس از مطالعه تمامی تدفین های دارای ظروف مرمری قابل ارائه می باشد.