مبانی توسعه در میراث فرهنگی مشترک اقوام هیرمند وسند/علیرضا خسروی

مبانی توسعه در میراث فرهنگی مشترک اقوام هیرمند وسند

به نام خداوند جان وخرد

کتاب ارجمند وپرمایه ی تاریخ سیستان که آراستگی وپیراستگی ش راازخواست دانشی مرد فرهیخته ی هم روزگار مان شادروان ملک الشعرای بهاردارد دربرگ های آغازین ، آنجا که به بیان گستردگی شهر ها وآبادیهای سیستان می پردازد  اینگونه می نویسد که : سیستان خود گفتیم که گرشاسپ (بنا)کردواز پیشِ(بنا)کردن سیستان خود(آبادیهای)بُست،رُخّد وزمینداور وکابل وسواد آن اورا بود که جد او(بنا)کرده بود....وکشمیر رستم دستان کرد وخزاین خویش ومال خویش آن جا نهاده بود.. وسپس  کرانه های شرقی مرزسیستان رااقصاء کشمیر تابه لب دریای محیط می نویسد.(1)

همین چشم انداز تاریخی که به روشنی ،پیوندهای سرزمینی وهم وندیهای انسانی سرزمینهای شرقی فلات ایران رانشان میدهد درتمامی متن های بازمانده از سده های نخستین اسلامی دیده می شود.برای نمونه "مُقدِسی"درسده ی سوم کابل راآخرین ناحیه ی سیستان بر می شمارد  (2)وابن بطوطه جهانگرد مسلمانی که سد سال پس از مقدسی وارد شهر کابل می شود درسفرنامه اش ، مردم نگاری این شهر کهن وشناسه ی فرهنگی باشندگانش رابرای آیندگان ودانایان امروزاز خود به یادگار می گذاردکه: کابل درزمان گذشته شهری بزرگ بوده واکنون فقط به صورت دهکده ایست که یک قبیله ی ایرانی معروف به افغان درآنجا زندگی می کنند(3)

میراث فرهنگی ایران زمین مالامال ازپیوندهای تاریخی وفرهنگی مردمان حوزه های هیرمند وسند است واین بنیاد استوار درنامه ی جاویدان ونامیرای شاهنامه ی فردوسی از هر نوشته ی دیگری برجسته تراست.درروزگار پادشاهی جمشید برای جهان پهلوان سام عهدی نوشته می شود که قلمرو سرزمینی اش راآشکار می سازد:

ازآن پس منوچهر عهدی نوشت----سراسرستایش بسان بهشت

همه کابل وزابل ومای وهند-----زدریای چین تا به دریای سند

ززابلستان تا بدان روی بست---به نوی نوشتند عهدی درست...(4)

ویا درسپاه سیاوش که به رویارویی تورانیان ودشمنان ایران زمین می شتابد سپاهیان این شاهزاده ی پهلوان جملگی از ایرانیان شرقی هستند:

سپاهی فراوان برفتند با پهلوان----ززابل هم از کابل وهندوان(5)

سیاوش نهادو نماد پاکیزگی وجوانمردی جوانان نیکو گهر ایران زمین است که گرفتار بد سگالی پدرمی شودوسرانجام به دسیسه وخیانت دشمنان سوگند خورده ی ایران زمین خون پاکش می ریزد.دراین اندوه بزرگ وفراگیر جهان پهلوان رستم پس از سوگواری بسیار به کین خواهی سیاوش برمی خیزد ودراین خواست ملی:

سپاهی فراوان بر پیلتن---زکشمیرو کابل شدند انجمن (6)

این پیوستگی هادرروزگار کی خسرو وکی لهراسپ  ودیگران نیز به چشم می خورد وافزون بر ویژگی های سلحشوری وپهلوانی که بسیار دراین حوزه ی پهناور برجستگی نشان می دهد درروزگار کی لهراسپ که آشفتگی دررهبری ایران زمین پدیدار می گرددبرای رایزنی وهم اندیشی ویافتن چاره به سیستان وخاندان رستم روی آورده واز جهان پهلوان خواسته می شود که انجمنی از ستاره شناسان کابلستان وبخردان وپاک رایان زابلستان گرد آیند وچاره یی بیاندیشند.

این یادآوریهای تاریخی گوشه ی کوچکی از اوقیانوس فراگیر میراث فرهنگی مشترک اقوام ومردمی است که ایرانی هستند وبا اسطوره ها همراه وهمراز بوده اند وبه زبان فرخی سخن می رانند.

این یک یاد آوری برای همه بویژه مدیران ارشد وبرنامه نویس ملی ومنطقه یی است که به توسعه ی محور شرق می اندیشند وباید پیش تر از هر برنامه یی به منزلت آگاهی های تاریخی وفراز میراث فرهنگی مشترک مردمان این حوزه ،همسو با  دستور قران مجید وتوصیه ی امام علی(ع)به عنوان یک راهبرد کلان رسیده باشند ومیراث فرهنگی رابه عنوان تنها مخرج مشترک  وتنها محور همگرایی وهم افزایی اقوام وباشندگان ایرانی ،این سرزمینی پذیرفته باشند.درسرزمینی که از سده ی گذشته در فرایند یک برنامه ی استعماری واهریمنی قرار گرفته که جدا سازیهای سیاسی ،هویتی وناامنی وفقر هرچه بیشتر منطقه را نشانه رفته است.

اگر رویکرد به مبانی میراث فرهنگی به عنوان یک راهبرد برنامه نویسی شود سیستانی وبلوچ وافغان و...پیوندها وریشه هایشان را بازخواهند شناخت،برسر شال مرگ وزِند هم دیگر به سنت پدران حاضر می شوند،دیوار های بی اعتمادی برچیده می شود،آب به روی هم نمی بندند وشیعه وسنی راهی می شود که هرکس را درمنش خویش به خدایش ومردمش نزدیک ونزدیکتر وبرای خدمت به دیگران مشتاق تر می شود.دست دردست هم نهیم به مهر ازهمین نگاه کلان تاریخی شهریاران ومدیران پیشتر به میراث فرهنگی مشترک برخاسته است....

علیرضا خسروی-کارشناس میراث فرهنگی صنایع دستی وگردشگری سیستان-بهمن 92

1-   کتاب تاریخ سیستان/تصحیح ملک الشعرای بهار/1388/انتشارات زوارتهران/ص68

2-   جغرافیای سرزمینهای خلافت شرقی/نوشته ی لسترنج/1377/انتشارات علمی وفرهنگی/تهران/ص375

3-   همان منبع ص375

 

4-   6-شاهنامه ی فردوسی