
بنام خداوندی که نسبت به همه مخلوقاتش مهربان است.
مقدمه:
سیستان و زابلستان با گستره تاریخی خویش که از مرز کابل شروع شدده و محدوده وسیعی از پاکستان, افغانستان و ایران را تا مرزهای کرمان شامل میشود, نقش غیر قابل انکاری در شکل گیری تمدن بشری داشته است. سیستان در مقیاسی کوچکتر از ایران بزرگ و شباهتی بی بدیل به سرزمین مادری خویش ایران- هند از تنوع قومی و فرهنگی پیچیده ای برخوردار بوده است. در تاریخ این سرزمین افسانه هائی از حضور حضرت ادم, نوح, موسی, عیسی وجود دارد. و نیز سرزمینی مقدس برای اعتقادات اسلامی است. تعدادی از یاران خاص امام مهدی (عج) از این سرزمین اند.
نکته جالب این است که ادیان غیر سامی که با ریشه ایرانی هستند نیز ارتباطات تنگاتنگی با این سر زمین دارند.
از کیومرث (گیا مرتن) که اولین انسان مردنی خوانده میشود, تا ادیان میترائیسم, برهمنیسم, هندوئیسم, زرتشتیسم, و بودیسم , تولد و یا رشد و نمو شان در این محدوده جغرافیائی است.
شکی نیست که با اشنا شدن جوانان با تاریخ و جغرافیای سرزمینی شان و بدون تحریف در تاریخ میتوان دریافت که در این سرزمین اقوام, ادیان, فرهنگها و زبانهای مختلف همچون امروزه با همدیگرزندگی کرده واز توان یکدیگر بهره ها برده اند.
در این مختصر سعی میکنم گوشه ای از دلایل تقدسی این سرزمین و دلایل ارتباطی انرابویژه با تفکرات گوتامه بودا بیان نمایم.
جغرافیا: جغرافیدانان سرزمین ایران و هند را در گذشته های دور یکی دانسته و سپس مرزهای فرهنگی شناخته شده غرب هند را تا محدوده کرمان وگدروزیا گسترش داده اند, در هزاره های دور قرابتهای قومی, نژادی, زبانی و بعدا فرهنگی بین ایران و هندوستان دلیل یکپارچگیشان بویژه با ایرانیان شرقی بوده است. اثار بدست امده در شهر سوخته مشابهت های فرهنگی زیادی را با سرزمین هند نشان میدهد.
در تاریخ جنگ اسکندر با سربازان هندی در محل کهنوج کرمان به پیروزی اسکندر پایان یافته است.
یادمان باشد که اغلب مهاجرتهای داوطلبانه و یا اجباری سرزمینی مان ازسیستان به سمت هندوستان بوده است.
شاید رباعی زنان روستائی را در موقع خداحافظی با عزیزانشان که قصد مهاجرت داشتند را به خاطر بیاورید که می گفتند: (از دربدران ملک هندوستانو).
از انطرف اثبات شده است که تولد بودا در جغرافیای هندوستان بوده است. ولی قطعا بدلایل متعددی که ذیلا میاید این سرزمین هند شرقی (نپال) نبوده بلکه در سرزمینهای شمال غرب هند (سیستان) بوده است.
اثار: در 35 کیلومتری جنوب شرق کابل و در محدوده ولایت لوگر (غزنی) که خود جزو سیستان بزرگ است (سلطان محمود غزنوی را سلطان محمود سیستانی می خوانده اند) دو منطقه مهم باستانی کاوش شده است که مربوط به قرن ششم قبل از میلاد است. (تولد گوتامه بودا را در حدود قرن ششم قبل از میلاد براورد کرده اند). یکی بنام مس اینک (mes aynak) ودومی بنام تپه نرنجا (tepe naranja) که فراوان ترین اثار بودائی دنیا تا کنون, در انجا بدست امده است. در مرز غزنی و در منطقه بامیان وجود مجسمه های غول پیکر بودا که در جنگهای داخلی افغانستان تخریب شد نیز شهرتی جهانی پیدا کرده است. تقریبا یک هزار اثر بودائی در مس اینک و غریب ده هزار اثر در بامیان بدست امده است.(1, 2, 3, 4)

تصویری از مس اینک در نزدیکی غزنی در افغانستان کنونی(1)
اثار 2000 ساله بودائی درmes aynak و tepe naranja در نزدیکی کابل (2)
سر طلاکاری شده بودا در یافته های مس اینک (3)

(4)Bamiyan was near Kapilavastu, birth-place of the Buddha
مجسمه های عظیم بودا در بامیان واحتمالا در نزدیکی کاپیلا واستو واقعی
ریشه نام گذاریها: ریشه لغوی بودا, فامیل وی, و مناطقی که زندگی کرده است هیچکدام منشاء نپالی ندارد, بلکه ریشه مشترک سانسکریت - پالی- ایرانی دارد.
بودا بمعنی روشن شدن, نور و خرد است که با بو, بوئیدن و دماغ و خرد ایرانی هم ریشه است.
ظاهرا بودا مقامی ارشد در این عقیده است وافراد متعددی در تاریخ توانسته اند به مقام بودائی برسند.
اما بودای اصلی مورد نظر نامش گوتامه (gautame) بوده است. این کلمه ریشه سومری داشته واز دو قسمت gaut به معنای گاو و اومه (ame) به معنای مادر است.
در کتیبه بیستون, داریوش چگونگی شاه شدنش را بیان میکند و میگوید پس از انکه بردیا برادر کمبوجیه کشته شد یک نفر مغ به نام گئوماته ( geumata) خود را به دروغ بردیا خواند و چند ماهی حکومت هخامنشیان را تصاحب کرد.
گئو در فارسی باستان به معنای گاو است و ماتا به معنای مادر میباشد لذا میتوان گفت که این دو (گوتامه و گئوماته) در حقیقت یک نفرند.
گئوماته که بعنوان بردیای دروغین معرفی شده است, در مدت کوتاه حکومتش برخوردهای شدیدی با ثروتمندان داشته و اموال انان را مصادره نموده است و بجای ان توده های مردم را تشویق به تولید وکشاورزی می نموده و در تمام قلمرو هخامنشی مالیات را برای سه سال بخشید.
هرودوت نقل میکند که پس از کشته شدن گئومات تمام مردم اسیا بجز پارسیان برای وی گریسته اند.
جالب تر این است که در سنگ نبشته بیستون نام پدر گئوماته saramana – yauda – sauda ذکر شده که این نام در اثار بودائی بصورت sedda saramana ذکر شده, این نامها ریشه پالی دارد که با زبان اوستائی مشترک است.
شباهتهای فراوان بین اداب و رسومات زرتشتی و بودائی وجود دارد, که تاریخ نویسان اینها را دو خواهر می خوانند. در حالیکه در نپال اشنائی با دین زرتشت وجود نداشته است. یادمان باشد که سرزمین رشد و نمو زرتشت سیستان بوده است.
در نپال معتقدند که نام محل تولد گوتامه کاپیلاواستو (kapilavastu) بوده است,ودر انجا مکانی به همین نام دارند. این کلمه شباهتهای زیادی به کابل و زابل (kapil) دارد.
در نوشته های بودائی کاپیلاواستو در سرزمینی بنام devadaha قرار دارد. در حال حاضر منطقه ای بنام DAYKUNDI در ولایت غزنی است که میتواند محدوده اصلی کاپیلاواستو باشد.( 5)

منطقه DAYKUNDI در نزدیکی غزنه و شباهت ان به سرزمین تولد بودا در نپال بنام DEVADAHA (5)
دراین سرزمین منطقه ای برای مراقبه های بودا به نام NALANDA است که میتواند اکوی NARANJA موجود در غزنی باشد.(6)
(6) (شباهت اکوی کلمات نارنج و نالند)Tepe Naranj Echoes Nalanda
قدیمیترین اثار بودائی بدست امده در هندوستان مربوط به سیصد سال قبل از تولد مسیح درمنطقه توتلاکوندا می باشد که متاخر تر از اثار موجود در سیستان است.(7)
(7)Thotlakonda is the most ancient Buddhist site(300 B.C.) in India
کلمات ZABUL-KABUL-KAPILAاز اکوی مشابهی بر خوردارند و پس از ان با کلمات BABIL, BABYLON اشنا میشویم که به تقلید از سرزمینهای مقدس سیستان در بین النهرین نام تقدس به خود میگیرند , بطوریکه بابل مترادف با دینی ترین نقطه جهان ان روز شده است.
از دلایل دیگری که ارتباط تنگاتگ سرزمینی سیستان را با ادیان گذشته ایرانی – هندی نشان میدهد, ارتباط بعضی از نامهای خدایان هندو با این منطقه وسایر ادیان جهانی است.
شیوا (SHIVA) یکی از خدایان مبهم و مرموز هندوان است که کلمه سیستان بر گرفته از این نام میباشد. همچنان که نام ملکه صبا (SHEBA) نیز برگرفته از شیوا میباشد.
ائین بودیسم در گذشته ایران بسیار پر رنگ است و به کرات در اثار نوشتاری و اشعار بزرگانی همچون مولوی, حافظ, عمر خیام و عطار با ان بر خورد می کنیم.
ائین برادری در بین صوفیان بسیار نزدیک با بودیسم است, مخصوصا وقتی بپذیریم که این ائین بسیار کهن بوده وغالبا سردمداران این ائین از صوفیان خراسان, سیستان و کرمان میباشند, که خاستگاه اصلی بودائیسم میباشد.
دوستان عزیز این تحقیق اندک را تقدیم به کسانی می نمایم که اعتقاد به تنوع فرهنگی در گستره سیستان داشته , و این سرزمین را خاستگاه و زادگاه همه انان میدانند و میتوانند همچون گذشته الگوئی بی بدیل از زندگی مسالمت امیز را به رخ جهانیان بکشند.
شکی نیست که ورودهای مقطعی وغیر تخصصی به بحثهای تاریخی میتواند بسیار چالش بر انگیز باشد, همچنین قضاوت در مورد گذشتگان درشرایط حاضر نیز بی انصافی است, لذا دوستان علاقه مند میتوانند دیدگاهها و برداشتهای خودشان را بدون پیش داوری برای سایرین ارسال نمایند.
منابع مورد استفاده در این مقاله, از منابع مورخین یونانی بویژه هرودوت (هرچند دیدگاههای غیر منصفانه نسبت به ایران دارد), ویکی پدیا, ترجمه های ایرانی سنگ نبشته های هخامنشی, و نقطه نظرات محقق هندی ranajit pal میباشد.
با احترام دکتر سید محمد تقی حسینی طباطبائی