به نام خداوند جان و خرد
بر سر آن بودم كه شرح كشافي از دردهاي دل و جان و تن و روان اين مردم بنگارم و عرضه بدارم؛ ديدم كه دوستان كمر به اين مهم بستهاند و طومارها بهكرات و به افراط فراهم آوردهاند عرضه كردن را؛ كار دوباره كردن نشايد؛ حال كه موكب عالي قصد ديدار ياوران غريب مانده نموده، خوش تر آن باشد كه سر دلبران، گفته آيد «از» حديث ديگران؛ و در اين معنا غزالي طوسي داد سخن داده است، بهتر آن آمد كه از تصانيف او كه كيمياي سعادت است پارهاي به گوش شنواي مسئولان برسانيم؛ به ويژه آن جا كه در محضر ملك اسلام گفت و خوش گفت كه:
«فرداي قيامت شما را در مقام سياست بدارند و با شما گويند حق نعمت من چون گزارديد؛ كه قلوبالملوك خزائن الله؛ كه هرچه در عالم خاك پديد آورد از رحمت و عقوبت به واسطهي دل ملوك بود؛ گويد خزانهي خود به شما سپردم و زبان شما را كليد آن خزانه كردم؛ امانت نگه داشتيد در خزانه يا خيانت كرديد و هر كه حال يك مظلوم بر ملك پوشيده دارد، در خزانه خيانت كرده باشد»!
و نيز فرمود:
«... اگر يك شب آسوده ميخسبد و در همهي ولايت وي يكي مظلوم رنجور باشد، ازجملهي اهل غفلت است و اسألالله تعالي أن يوقظه ... ».
و نيز فرمود:
« كه ... مردمان طوس سوخته و پراكنده و بيخ بركندهاند در ظلم و قسمت و آنچه غله بود، از سرما و بيآبي تباه شد و هرچه درخت صدساله بود، خشك شد و پشت و گردن مؤمنان از بلا و محنت گرسنگي بشكست. بر ايشان رحمتي كن كه خداي بر تو رحمت كند».
(اهل نظر، امروز، به جاي طوس سيستان را بگذارند يا نه، همهي استان را و مردم شريف و صبور آن را كه ستم مضاعفي كه در اين سالها بر اين مردم رفته، سيستاني و بلوچ و شمال و جنوب نميشناسد؛ خلق، همه، يكسره، نهال خدايند و در اين درد مشترك، مشترك).
و نيز فرمود:
«كه در هيچ روزگار اين خرابي نرفت كه امروز ميرود و ... هيچ نافعتر از اين نداند كه ظلم از اين مردم چندان كه تواند، دفع كند؛ خصوصا از اهل اين ناحيت كه مسلمانان را كارد به استخوان رسيد و مستأصل گشتند و هر ديناري كه قسم كردند اضعاف آن از دست رعيت بشد؛ ... و اميد از تلافي گذشته منقطع است؛ اما اميد از شفقت و عاطفت مجيري منقطع نيست كه جدّي نمايد در حَسم اين مادّه در مستقبل و ارشادي كه اهل ناحيت را بر طريق استغاثت ممكن شود از ترتيب و تمشيت كار متظلمان تقديم فرمايد و خود را از اين سعادت و عنايت ذخيرتي سازد و حصني از آفات روزگار خويش را از دعاي اين مسلمانان؛ والله تعالي ينصره و يؤيده و يرشده الي طلب السعاده الدين بالدنيا و يسدده بمنه و كرمه؛ والسلام».
با احترام علی فیروزکوهی