سناریوی منطقه آزاد تجاری صنعتی و توسعه سیستان/قسمت اول

سناریوی منطقه آزاد تجاری صنعتی سیستان و توسعه سیستان/قسمت اول 

 

علی اصغر میرشکاری

به نام خداوند جان و خرد

 

ارادت و خالصانه ترین درودها را تقدیم پدران و مادرانی می کنم که بهترین سرمایه یعنی فرزندان خود را تقدیم انقلاب اسلامی کردند و جوانان پرپر شده خود را با افتخار تشییع نمودند.صادقانه ترین سلام ها و تحیت الهی را پیش کش مادران و پدرانی می کنم که ما را درس شجاعت و شهامت آموختند تا به انسانیت خویش افتخار کنیم دستان پینه بسته پدرانی را می بوسم که فقرو ماندن در سیستان را برننگ حاشیه نشینی ترجیح دادند سلام به جوانان و راد مردانی که باد و آفتاب وریز گردها در برابر آنها زانو میزنند و کلاه ادب و احترام از سر بر میدارند درود بر صورت های سیلی خورده از طبیعت که در برابر بی خدایی غرق در با خدایی هستند و قناعت و غرور سیستانی بودنشان را به دنیایی عوض نمی کنند. قصه سیستان و آب و خشکسالی و اشتغال داستانی تاریخی و مفصل است روزگاری که هنوز 26سالم بود فرماندارسیستان شدم که سیلاب مهیبی را شاهد بودم سیلابی که در هر ثانیه 6700متر مکعب آب بر ثانیه وارد سیستان می شد گویا تمام سیستان رودخانه هیرمند شده بود و تمام دل مردم دریاچه هامون دل تو دل مردم نبود هیچ کس هیچ کار نمی توانست انجام دهد و من بعنوان نماینده عالی دولت و مسئول ستاد سیل شهرستان زابل با همکاری استاندار نیک اندیش وقت آقای مهندس حجتی (وزیر فعلی جهاد کشاورزی) ماموریت حساس و خطرناکی را بعهده داشتم و آن نجات جان مردم بود سیل سرمست و زبان نفهم 12000خانه را ویزان کرد مزارع از بین رفتند ومن با 45 فروند هلی کوپتر (چرخبال) و دهها اکیپ امداد رسانی و قایق های موتوری و بادی و همکاری همه سازمان ها موفق شدم مردم را از بحران نجات دهم  حتی یک نفر فوت نکرد (بودند افرادی که بدلیل بی احتیاطی به آب زدند و غرق شدند) در این دوران 6میلیارد متر مکعب آب در دریاچه هامون ذخیره شد چاه نیمه ها پر شدند و مازاد آن از طریق سرریز شیله از کشور خارج و به گود زره در افغانستان  تخلیه شدند کارشناسان حدس می زدند حدود 26 میلیارد متر مکعب آب وارد سیستان شد و از کشور خارج شد اطراف جاده زابل زاهدان دریاچه بود بزرگترها  می دانند شرایط چگونه بود باز سازی تمام شد سیل فروکش کرد اطراف دریاچه سیل بند بزرگی احداث شد و من به ماموریت دیگری رفتم .باردیگر بخت با من یار شد و توفیق خدمت مجدد در سر زمین اجدادیم سیستان نصیب من شد اما این بار خشکسالی مفرط بگونه ای که برای تامین آب شرب شب ها پمپ های کشنده آب در چاه نیمه ها خاموش می شدند تا زه آب کف چاه نیمه جمع شوند وصبح گاهان برای شرب امکان پمپ آب فراهم آید این دوران را با افتخار سپری کردم حفر 5000حلقه چاهک آب رایگان کردن آرد روستاهای سیستان پرداخت کمک های نقدی به بهانه لایروبی انهار و فعال سازی بازارچه ها و معابر تجاری از اقدامات این دوره حقیر است اینها را گفتم تا یاد آوری کنم که سیستان فراز و فرود زیادی در رابطه با خشکسالی و سیلاب ها دارد فردی را پیدا کردم که در سال 1326 در سیستان فرماندار بود و می گفت در دوره فرمانداری ایشان خشکسالی بوده این پیرمرد110 ساله را مصاحبه کردم و تمام تجربیاتش را بدست آوردم می گفت با خان ملک کیانی هم دوره بوده یعنی وقتی فرماندار بوده خان ملک بروبیایی داشته از مردان سیستانی آن روزگار فقط ایشان را می پسندید وبس اینها را گفتم تا گفته باشم سیستان فراز و فرود زندگی زیادی را به خود دیده  و تلخی روزگار بسیار چشیده است در دوره اول فرمانداری که از سال 1369 آغاز شد این مسئله اساسی مطرح شد که آب و کشاورزی تنها راه حل نیست بلکه صنایع دیگری را باید وارد عرصه کار و تلاش زندگی مردم کرد ابتدا دامپروری مورد توجه قرلر گرفت کشتار گاه صنعتی محمد آباد (شهرستان هامون فعلی) اولین پروژه بود بلافاصله صنایع جانبی برایش تعریف شد کشتارگاه با تلاش و کمک نماینده وقت مهندس غلامعلی شهرکی از اهواز حذف و بر اساس تصویب کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی برای سیستان تصویب شد صنایع جانبی مانند بسته بندی گوشت کارخانجات سوسیس و کالباس سلنبر پوست و روده  کارخانجات پودر خون و استخوان کارخانجات تولید ژل از استخوان صابون سازی و چندین واحد وابسته به کشتار گاه از توجیهات مهم کشتار گاه بود همزمان این اندیشه تقویت شد که سیستان از بن بست نجات پیدا کند اولین کار که با همت مهندس غلامعلی شهرکی آغاز شده بود را ه زابل نهبندان از داخل دریاچه بود و دومین گام با تفکر من آغاز شد آقای عبدالحمید فیروزی جهانتیغ دبیر جامعه شناسی را خواستم واز ایشان تقاضا کردم برای جانمایی یک بازارچه با کشور افغانستان را مطالعه کند این بازارچه هم ذائقه ایرانی ها و هم نیاز افغان ها را می باید تامین می کرد یعنی در نقطه ای می بود که نیاز هردو کشور را تامین می کرد و مورد علاقه هر دو کشور می بود مضافا دولت مردان هر دو کشور آن راقبول می کردند در حالی که یک جانبه مطالعه می شد حدود 15 نقطه بررسی شد از میله 46 گرفته تا گمشاد مطالعات اولیه میلک روبروی شهر زرنج (شهر نو)مرکز ولایت نیمروز افغانستان پیشنهاد شد حدود 10 جلسه در مورد منافع و مضرات آن تشکیل دادم و بعد از اینکه به خوبی به اهمیت این محل واقف شدم آن نقطه (محل فعلی بازارچه و پایانه میلک زابل را به استاندار پیشنهاد دادم  حالا نوبت نظر کشور همسایه یعنی افغانستان بود ایران با افغانستان رابطه ای نداشت حکومت کمونیست ها و جنگ و خون ریزی در افغانستان حرف اول را می زد ارتش سرخ شوروی سابق افغانستان را اشغال کرده بود و ایران مجاهدین افغانی را برای بیرون کردن اجنبی ها از کشورشان کمک می کرد استاندار خوش فکر وقت مهندس محمود حجتی وجود بازارچه را جدی گرفته بود و اصرار بر ایجاد آن داشت اعتقاد داشت بازارچه حتی اگر یک جانبه راه بیفتد به مردم سیستان کمک می کند و من مسئول اجرای آن بودم  در این دوره رییس جمهور افغانستان دکتر نجیب الله و کاردار ایران در افغانستان جناب آقای طاهریان بود ایشان هم ایجاد ارتباط با دولت آقای دکتر نجیب الله را تایید تاکید و پی گیری می کردند والی (استاندار)ولایت (استان )نیمروز افغانستان فردی بنام انجنیر ویس محمد دهمل بود  من تصمیم گرفتم در پوشش تاجر سوخت به نیمروز بروم و اوضاع آنجا را بررسی کنم دو نکته برنامه هدف من بود یکی محل بازارچه از نظر افغان ها و دوم کالاهایی که مورد نیاز افغانستان است.