
به نام خدا
مطمئنا کسی که در آمریکا زندگی میکند، آن هم در نیمه آخر قرن بیستم، باید کور، کر، و احمق باشد که از خطر واقعی یا خیالی کشیدن سیگار بی اطلاع باشد. با این حال کشیدن سیگار انتخاب فردی است مثل راننده ای که انتخاب میکند آبجو بخورد و بعد هم به تیر چراغ برق بزند.
نامه سرگشاده ای از صنعت تنباکو، 1988
در 1961، انجمن سرطان آمریکا، انجمن قلب آمریکا و انجمن ملی سل، مشترکا نامه ای به رئیس جمهور (جان اف کندی) نوشتند و از او خواستند تا گروهی برای تحقیق و بررسی اثر سیگار بر سلامت مردم، تشکیل دهد. در این نامه پیشنهاد شد، کمیسیون برای رفع مشکل سلامت مردم راه حلی پیدا کند، که به آزادی صنعت سیگار و خوشی مردم هم آسیب چندانی نرسد. راه حلی که هم جدی و هم مسالمت آمیز باشد- به طور شفاف رابطه بین سرطان، امراض ریوی، بیماریهای قلبی و سیگار برای عموم روشن شود ولی تهدید آشکاری علیه آزادی صنایع سیگار سازی هم نباشد. این معضل به ظاهر حل نشدنی از طرف کندی به رئیس کل بهداری آمریکا، لوتر تری واگذار شد.
تری ده عضو برای این کمیته انتخاب کرد. در 9 جلسه به مدت سیزده ماه، این گروه در اطاقی نیمه مبلمان زیر نور نئون در کتابخانه ملی پزشکی، ساختمان سیمانی مدرنی در انستیتو بهداشت آمریکا گرد هم آمدند. جاسیگاری های روی میز پر بود از ته مانده سیگارهایی که میکشیدند. افراد این کمیته درست نیمی سیگاری و نیمی غیر سیگاری بودند. در میان این گروه افرادی چنان معتاد به سیگار بودند که اطلاعات مربوط به سرطانزایی سیگار نمیتوانست آنان را متقاعد کند که سیگار نکشند. کمیته از چندین آزمایشگاه بازدید کرد. اطلاعات لازم از، مصاحبهها، نظرات و گواهی افراد گوناگون، 6000 مقاله، 1200 مجله و 155 زیست شناس، شیمیدان، فیزیکدان، ریاضیدان و متخصص اپیدمیولوژی جمع آوری شد. نتایج تحقیقات بالینی گزارش شده از یک میلیون و صد و بیست و سه هزار نفر زن و مرد بود-بیش از هر گزارش اپیدمیولوژی که تا آن زمان انجام شده بود.
یازدهم ژانویه 1964،گزارش لوتر تری در 387 صفحه مثل بمبی در اطاقی مملو از خبرنگار و روزنامهنگار صدا کرد. روز شنبه سردی را برای این کار انتخاب کردند که بازار سهام تعطیل باشد؛ زیرا اثرات این گزارش در اقتصاد کشور انکار نا پذیر بود. برای مهار این بمب، درهای وزارتخانه را پس از ورود خبرنگاران بستند. تری به جایگاه سخنرانی رفت. اعضای کمیته با لباس تیره پشت سر او نشستند. وقتی تری با احتیاط صحبت میکرد، تنها صدایی که به گوش میرسید، قلم و کاغذ خبرنگاران بود که مطالب را یاداشت میکردند. صبح روز بعد، این گزارش در صفحه اول همه روزنامهها بود و این خبر از هر رادیو و تلوزیونی در ایالات متحده و کشورهای خارج پخش شد.
در کشوری که این قدر به سرطان وسواس پیدا کرده بود، ربط دادن یک سرطان اصلی به یک عامل قابل پیشگیری، انتظار میرفت که با واکنش زیادی رو برو شود. اما این خبر صفحات اول روزنامهها در واشنگتن، با واکنش سردی رو برو شد. با اینکه تبلیغات سوء زیاد بود، جورج ویزمن مسئول روابط عمومی در نامهای به رئیس شرکت سیگارسازی فیلیپ موریس نوشت، "احساس میکنم که واکنش مردم به این خبر خیلی شدید نبود که باعث نگرانی شود. مطمئنا آنطور نبود که مخالفان با تبر بروند و کافهها را به هم بریزند."
حتی اگر گزارش موقتا توانسته بود بحث و جدل علمی برانگیزد، قوانین جلوگیری کننده از مصرف سیگار "تبر" از خیلی وقت پیش بی اثر مانده بود. از زمان تلاش نمایشی و بی ثمر کنترل مواد الکلی، کنگره به طور آشکار، قدرت دولت را در کنترل کارخانهها سلب کرده بود. سازمانهای دولتی معدودی در کنترل مستقیم صنایع نقش داشتند. حتی اگر گزارش رئیس کل بهداری بهترین دلایل را هم برای کنترل صنعت تنباکو ارائه میداد، واشنگتن نمیتوانست کاری بکند.
آنها میدانستند که کنگره، در این گونه موارد، با منافع تولید کنندگان سیگار همسو خواهد بود. تنباکو خون رگ حیات اقتصاد ایالات جنوب آمریکا بود و صنعت تنباکو طی سالها آنقدر به سیاستمداران رشوه داده بود و برای تبلیغات انتخاباتی هزینه کرده بود که امکان واکنش منفی از طرف نمایندگان مجلس وجود نداشت. از طرفی اقدام یکجانبه اف تی سی علیه تنباکو آنقدر باعث آزار و شرمندگی سیاستمداران شده بود که، انتظار میرفت کنگره حداقل به ظاهر هم شده اعمال فشار اف تی سی روی صنعت تنباکو را کمتر کند. با پیش قدم شدن برای کنترل کنگره، صنعت تنباکو حالا با یک حرکت اکروباتیک سیاسی، از آتش سوزندهی کمیسیون میپرید به ماهیتابهی نه چندان داغ کنگره.
همینطور هم شد. در کنگره، پیشنهاد اف تی سی از این کمیته به آن کمیته و از این بازپرسی به آن بازپرسی، رقیق و رقیقتر شد تا رسید به سایهی کمرنگی از آنچه قبلا بود. تحت عنوان لایحهی تبلیغ و برچسب سیگار 1965، هشدار اف تی سی تغییر کرد به: کشیدن سیگار ممکن است برای سلامت شما مضر باشد. زبان پریشان کنندهی برچسب اولیه-واژههای سرطان، علت و مرگ- بریده شد. برای اطمینان به یکپارچه شدن این قانون، قرار شد قوانین ایالتی هم از همین قانون فدرال پیروی کنند که هشدار شدیدتری داده نشود. نتیجه، چنانکه الیزابت درو در نشریهی ماهانهی اتلانتیک نوشت، "لایحهی یک جانبهای بود برای حمایت از منافع تنباکو به جای حفظ سلامت مردم." او در ادامه مینویسد، "تولید کنندگان تنباکو لازم نیست به خودشان زحمت اختراع فیلتر بدهند، کنگره خودش بهترین فیلتر است."
صنعت تنباکو هم فعالانه ب تلاش خود ادامه میداد. گزارشی داخلی در سال 1969 تهیه شد که به تهدید منع تبلیغات کمیسیون پاسخ دهد و در آن آمده بود که، " ایجاد شک بهترین وسیله برای مقابله با حقیقت است." اما فعالان مخالف تنباکو هم یاد گرفته بودند چگونه با این شیوهها مقابله کنند. اگر تولید کنندگان تنباکو "شک" را داشتند که به فکر مردم تزریق کنند، مخالفان تنباکو هم "ترس" را داشتند. به خصوص ترس از یک بیماری کشنده مثل سرطان. رگباری از تبلیغات ضد سیگار در تلویزیون ظاهر شد. در 1968، ویلیام تالمن یک هنرپیشه قدیمی که قبلا سیگار میکشید، خسته، رنجور و مثل اسکلت در تلویزیون ظاهر شد و اعلام کرد که از سرطان ریه دارد می میرد. بی حس از داروهای ضد درد و با صدایی لرزان، تالمن پیامی برای مردم داشت: "اگر سیگار می کشید، ترک کنید. بازنده نباشید."
در اواخر دههی 1970، تولید کنندگان تنباکو که خود را با تبلیغات منفی ضد تنباکو رو برو دیدند، داوطلبانه تبلیغات خود را متوقف کردند تا به این طریق بر اساس همان تبصره قانون تبلیغات، از تبلیغات سوء جلوگیری کنند. آخرین تبلیغ سیگار که از تلویزیون پخش شد، اول ژانویه 1971 بود. در ساعت 11 و 59 دقیقه، اولین شب سال نو، شعار سیگار ویرجینیا سلیم،- راه درازی را آمدی عزیزم -لحظهای روی صفحهی تلویزیون ظاهر و سپس برای همیشه محو شد.
تالمن زنده نماند که آخرین تبلیغ سیگار را ببیند. او در سال 1968 از سرطان ریه ای که به کبد، استخوان و مغز او سرایت کرده بود، درگذشت.