خاک بر سر/نوشته امین الله سرابندی

   

ديگر براي سيستان نفسي نمانده، نفس واپسين خاك است كه بر سر و روي سيستانیها فرو مي بارد. ريزگرد نه، خاك گويي بخشي از آسمان سوراخ شد و از اين سوراخ فقط خاك فرو مي ريزد. از خاك ايمن نيستي، نه داخل خانه و نه هم بيرون از خانه نانت هم طعم خاك مي دهد هركس توانسته گريخته و آنهايي هم كه مانده اند منتظرند تا لانه و كاشانه اشان را به ثمن بخس حراج كنند و از اين کنام باد و خاك بگريزند. وقتي سقف اتاقت را مي نگري ابري از خاك را مي بيني كه با تو و لامپهاي كم مصرف مخلوط شده. اينجا سرزمين بي فريادست كمي دورتر مرغكان دريايي را مي بيني كه باد آنها را از لانه بيرون انداخته و آنها قبل از آنكه ديده بگشايند. پرپري مي كنند و بر خاك نرم نيزار مي افتند و جان به جان آفرين تسليم مي كنند و باد 120روزه بيرحمانه ناقوس مرگ مرغكان دريايي را به صدا در آورده و مرغان دريايي كه منتظر بودند تا شناور آب را به جوجه ها ياد بدهند و پرواز را صبورانه مرگشان را به نظاره نشسته اند شايد هم اين ناقوس كوچ بزرگ هم هست. پيرمردي ديروز مي گفت: سيستان صاحب ندارد. بي كس هست و من گفتم چگونه صاحب ندارد. مگر متوجه نيستي كه چند سال قبل به خانه ات آمدند و گفتند به من راي بده كه ديوار مرزي را فرو بريزم. آب را از حلقوم مخزن بزرگ سد كمكي بيرون بكشم گفتم اگر تو بلند نمی شدی و به قوم و خويشت نمي گفتي به فلاني راي بدهيد. شايد كس ديگري مي رفت و امروزه به فكر من و تو بود بر و بر نگاهم كرد و گفت نمي دانستم . فكر كردم به وعده هايي كه مي دهند عمل خواهند كرد اما نفهميدم كه هه چيز را خراب مي كنم و شايد در اين بي پناهي ما بگفته آن روشن ضمير خود ما هم نقش داريم كه سرنوشت خودمان را بي هيچ تفكري ويران مي كنیم. من نمي دانم واقعا سيستان بي كس و بي يارو ياور هست. براي درياچه بي نیزار و شور اروميه، نمايندگان به گونه اي دور رئيس جمهوررا مي گيرند و فشار مضاعف وارد مي آورند كه ناچار مي شود و مي گويد كارگروه تعيين كنيد و بلافاصله بودجه چند ميلياردي تعيين مي كند. آن هم براي درياچه اي كه نام ديگرش درياچه نمك هست كه هيچ پرنده اي جرئت ندارد به اين نمكزار نزديك شود اما بايد به نمايندگان محترم آذربايجان بگويم آفرين دست مريزاد. يادم ميايد كه موقع آمدن رياست جمهوربه دوستم جناب دكتر رخشاني گفتم اگر صلاح هست تا سلسله مقالات درياچه هامون را ادامه بدهم. ايشان گفتند همين بس كه مطا لب ها به قول استاد دكتر اويسي چراغي را روشن كرد اما با اين حال عليرغم فرمايشات دكتر رخشاني من در همان مطلب خطاب به رياست جمهور نوشتم. آقاي رئيس جمهور اين آبي كه به درياچه مي ريزد نتیجه مذاکرات اگر هم باشد برای ما زمانی قابل قبول هست که این آب را در ماه تیر هم داشته باشیم و گرنه این آب نتیجه برف و باران در کوه های بابا یغما و بارانی است که در دشتهای اطراف ارغنداب و سایر دشتها می بارد و ما به این آب می گوییم دشت مال باز هم آقای دکتر گفتند آبی آمده است مردم خوشحال هستند این عیش آنها را بهم نزن. بعد شنیدم که برای دریاچه هامون هم کارگروه تشکیل داده اند من همین جا می خواهم مشخصات اعضاء محترم کارگروه را مردم بدانند و اقدامات عاجلی را که انجام داده اند از طریق جراید به اطلاع مردم  برسانند. و از نمایندگان محترم می خواهم تا اقدامات اخیری را که وزارت محترم امور خارجه در مورد سهمیه آب سیستان با دولت افغانستان انجام داده اند به اطلاع عموم سیستان برسانند. زیرا اگر اقدامی انجام می شد ما اکنون شاهد مرگ میلیونها ماهی و هزاران جوجه مرغان دریایی نبودیم. سئوال بعدی از اداره محترم آب استان هست که دلایلی را که برای احداث چاه نیمه  چهارم هست که چاه نیمه چهارم با وسعت حدود 95 کیلومتر مربع آب گیری شده با حجمی  معادل 820 میلیون متر مکعب، آیا از این آب در این مدت چه استفاده هایی شده، درحالیکه نیزار سوخت و آب چاه نیمه چهارم مرتب تبخیر و آبگیری شد. اطلاع شدم که زمان تصدی آقای دکتر کیخا نماینده اسبق سیستان سدی در آخر چاه نیمه چهارم احداث، تا آبرا توسط یک کانال جلوی سد سیستان برای زراعت آبرسانی کند وبخشی از کانال هم احداث شده  اگر این مطالب درست هست چرا اقدامات ناقص ماند و آبی از چاه نیمه چهارم به سد سیستان نرسید تا امروز که ناقوس مرگ مرغکان بصدا در آمده و مردم نزدیک است زیرخاک دفن شوند. از این آب استفاده  نشود. اگرکانالی احداث شده و به آخر نرسیده، اما آب می تواند با همیاری مردم و ماشین آلات این کانال را موقتاً به صورت خاکی جلوی سد سیستان هدایت کند و من می دانم اگر از مردم دعوت شود که کانال را فقط به صورت دستی و با تیشه احداث کنند یک ماه بیشتر طول نخواهد کشید و جهت اطلاع مردم محترم سیستان باید خاطرنشان نمایم که تبخیر آب چاه نیمه چهارم در سال سه برابر چاه نیمه های سه گانه است. آیا برای احداث چاه نیمه چهارم هیچ هزینه ای نشده صرفنظر از بودجه ای که برای خرید اراضی پرداخت شده و هزینه های دیوارکشی و... آیا این پول از جیب سیستانیها نبوده که اکنون بگذارید این آب روز به روز تبخیر و آلوده شود. اما سیستانیها خاک نوش جان کنند با توجه به اینکه  چاه نیمه چهارم هیچ برون رفتی ندارد آب آن روز به روز آلوده که حتی قابلیت شرب را نخواهد داشت که در صورت لزوم هزینه هایی که برای چاه نیمه چهارم شده را به اطلاع خواهم رساند. که مردم بدانند چه هزینه هایی از جیب آنها شده و هیچ استفاده ای هم نشده و فقط استفاده این است که نیزار بسوزد و خاک وارد ریه مردم شود و در آنجا یعنی  در چاه نیمه چهارم 820 میلیون مترمکعب آب آلوده و تبخیر شود اگر این حجم آب در هر نقطه  ای از ایران زمین بود نمی گذاشتند تا فقط تبخیر شود و دم دم خاک نوش جان کنند و آنهم علت دارد. در سایر نقاط مسئولین مردمشان را دوست دارند و با مردم هستند اما در این منطقه مسئولین مقام و مذهب را دوست دارند نه مردم را و همیشه  منتظرند تا اقداماتی که باید انجام شود از بالا دیکته شود. من طی همین مقاله از آقای استاندار به عنوان یک نویسنده و روزنامه نگار می خواهم تا نگذارند آب چاه نیمه چهارم آلوده و تبخیر شود و برای دفاع از نظریاتم حاضر به پاسخ هستم جناب استاندار. شاید اخبار توفانهای سیستان را شنیده باشید اما اگر بشما بگویند این باد 120 روز فقط ریزگرد ها را در هوا معلق کرده نه باور نکنید در سیستان در این چند روزه خاک ابر شده و این ابر خاک هست که باران خاک را فرو می بارد. شما برای صدق ادعایم. روزهای توفانی به سیستان بیایید و داخل اتاق بی منفذ اتراق کنید اگر دلتان آمد چای بخورید. اگر چای را توانستید بخورید. بعد تمامی مطالبم را بفرمایید اغراق و غرض ورزی است. جناب استاندار من به گواهی این مردم چهل سال هست که می نویسم. و می توانم ادعا کنم که هزاران مطلب از تاریخ گرفته تامردم شناسی و مطالب اجتماعی نوشته ام اما هیچگاه از جاده انصاف خارج نشده ام. مردم سیستان بجز خداوند یکتا پناهی ندارند و و زبان گويا هم نيست تا مصيبت هايشان را به گوش مقامات بالاتر برساند پس همت بفرماييد 1-جلوي ناقوس مرگ جوجه مرغكان را بگيريد 2-نگذاريد اين مردمی كه 16 سال داغ خشكسالي و كوچ را بر پيشاني دارند زير شلاقهاي باد 120 روزه در خاك دست و پا بزنند. زماني كه مي گوييم ابرخاك ، اين گفته را باور كنيد دوربيني نداشتم تا امشب برايتان از ابر خاكي كه چراغهاي خيابانها را كم سو و تاريك كرده بگيرم و بفرستم . پس همت كنيد. حداقل كاري كه مي توانيد انجام دهيد. خودتان با يكي از معاونيتان زابل بيايند و از مردم سيستان درخواست كنند تا فقط با تيشه خودشان ادامه كانال را حفر كنند و اگر هم كانالي نيست با مردم كانالي از چاه نيمه چهارم تا جلوي سد سيستان حفر نمايند. اگر بخواهيد كه مردم به ياري برخيزند بي ماشين آلات اين كانال 20روزه احداث خواهد شد. براي صدق ادعايم با چند نفر از معمرين سيستان مشورت كنيد. ببيند چه مي گويند فقط اين كار را مسئولين ارجاع نفرماييد. كه كار 20 روزه دو سال طول خواهد كشيد. پس اگر مردم را دوست داريد براي خدمت آمده ايد. خدا را ياد كنيد و اقدام بفرماييد. تا حداقل دعاي مردم ما بدرقه راهتان داشته باشيد.

عکس:  رسول عباسی