
معمولا حضور جاذبههاي گردشگري يكي از مهم ترين دلايل مسافرت مردم به يك مقصد خاص است. جاذبههاي گردشگري به عنوان عامل كشش (Pull factor) با توجه به ويژگيهاي خاص و جذابيتهايي كه دارند، ميتوانند گردشگران را از نقاط و سرزمين هاي دور به سمت خود جذب كنند. هر چقدر جاذبههاي گردشگري متنوعتر، منحصر به فردتر و جذابتر باشند از قدرت كشش بالاتري برخوردار خواهند بود و در نتيجه حوزة نفوذ بسيار وسيعتري خواهند داشت.
اهميت جاذبهها به حدي است كه وجود امكانات اقامتي و پذيرايي، فروشگاههاي سوغاتي و صنايعدستي، حداقل به وجود چند جاذبة اوليه وابسته است. اين جاذبههاي اوليه ممكن است به صورت منفرد بوده يا اينكه با جاذبههاي كوچكتر و بزرگتر از خود تركيب شده باشند. شناخت رابطه بين انواع جاذبههاي مختلف، درک سلسله مراتبي از قدرت جذب و کشش جاذبه ها، يكي از مهمترين مراحل توسعة کانونها و مقاصد گردشگري است.
توزيع فضايي منابع و جاذبههاي گردشگري در استان سيستان و بلوچستان از سويي از الگوي تحولات تاريخ اجتماعي ـ سياسي اثرگذار و از سوي ديگر از پراکنش منابع اقتصادي، زيرساختي و اداري- سياسي و نيز ساختارهاي ژئومورفيك و كليماتولوژيك و طبعيت استان تبعيت ميكند.
مطالعات شناخت تمامي منابع، قابليتها و جاذبه هاي استان اعم از اصلي و فرعي به تفصيل صورت گرفته است، اينك نتايج حاصل از اين مطالعات، محملي است براي تحليل سلسله مراتبي - عملکردي منابع و داشته هاي گردشگري استان بر اساس يافتههاي مرحله شناخت، و تحليل استراتژيک مجموعه منابع و جاذبههاي گردشگري که در يک همگرايي عملکردي موجبات شکلدهي به مقاصد و خرده مقاصد گردشگري استان را فراهم ساخته اند. روشن است که دستيابي به چنين تحليلي، مستلزم تحليل توزيع تقاضاي استان در پيوند با توزيع منابع و جاذبههاي گردشگري استان ميباشد. از اين رو در اين مرحله، ابتدا به تحليل و جمعبندي گونه شناسانه جاذبههاي اصلي گردشگري به تفکيک محدودههاي سياسي شهرستاني پرداخته شده است.
براي اينکه تفکيک منابع اصلي و فرعي گردشگري استان به درستي تبيين شود، در اين تحليل ها ضروري است که علاوه بر تحليل و بررسي گونه شناسانه جاذبه ها و منابع اصلي، به تحليل و توزيع بازار تقاضا در سطح استان در ارتباط با منابع و جاذبه ها پرداخته شود.
قبل از ورود به معرفي و شناسايي جاذبهها، لازم است كه مفاهيم، واژگان و گونه شناسي پايه بكار برده شده نيز مورد بررسي قرار گيرند:
Ø جاذبه:هرپديده يا عامل انگيزشي كه در يک ناحيه ـ مقصد جذابيت ايجاد كرده و منجر به مسافرت مردم از نقاط مختلف به مقصد گردشگري ميشود را جاذبه ميگويند. جاذبههاي گردشگري رادر ادبيات گردشگري به سه دسته: فرهنگي، طبيعي و انسانساخت تقسيم بندي مي کنند که هر يک از آن ها طيف متنوع و مختلفي از پديدهها را شامل ميشوند.
Ø معيارهاي جذابيت: براي آنكه يك اثر به عنوان جاذبه گردشگري معرفي و تلقي گردد، وجود ويژگيهايي مانند ارزش بصري، سابقه تاريخي، اعتبار و سنديت، ارزش تفريحي و ورزشي، مذهبي، هنري و... و در نهايت به عنوان مهمترين عامل، حداقلي از تقاضاي گردشگري (داخلي، خارجي و محلي) لازم و ضروري است. لذا جاذبه اثري است كه علاوه بر ارزشهاي مطلق، مورد توجه گردشگران در وضع موجود قرار گرفته باشد. بايد در نظر داشت كه هر اثر به صورت بالقوه بايستي داراي پتانسيل جاذبه باشد و ميبايست با آمايش فضايي، شرايط از قوه به فعل در آمدن را براي اثر مذكور فراهم نمود.
Ø حوزه نفوذ (حيطة عملكرد): منظور از حوزة نفوذ، شعاع بُرد يك جاذبة گردشگري است به نحوي كه يك جاذبه از چه فاصلهاي گردشگران را به طرف خود جذب ميكند. براي مثال بر اساس ويژگيهاي موجود در يك جاذبه ممكن است حيطه عملكرد آن، محلي و محدود، منطقهاي و ملي (در حد كشور) و يا حتي بينالمللي باشد.
Ø جاذبههاي طبيعي: به كليه عناصر و پديدههاي طبيعي با توجه به معيار جذابيت مطرح شده داراي ارزشهاي فوق، جاذبة طبيعي ميگويند.
Ø جاذبههاي فرهنگي: به كليه عناصر و ابعاد و پديدههاي فرهنگي داراي ارزش و حائز تعاريف معيار جذابيت، جاذبه فرهنگي ميگويند.
Ø جاذبه هاي انسان ساخت؛ به کليه عناصر و پديده هاي مصنوع داراي ارزش و حائز تعاريف معيار جذابيت، جاذبه انسان ساخت گفته مي شود.
منابع مختلف تقسيم بندي هاي متفاوتي را از جاذبه هاي گردشگري از ديدگاه هاي مختلف ارائه کرده اند.رايج ترين الگوي مورد استناد در اغلب مطالعات، الگوي پيشنهادي سازمان جهاني گردشگري مي باشد که در نمودار (1) ارائه شده است.
نمودار(1): : تقسيم بندي جاذبه هاي گردشگري [1]

طبق بررسي هاي انجام شده و مطالعات شناخت وضع موجود، کل جاذبه هاي استان بابغ بر 1800 مورد بوده است، لیكن جاذبه هاي برتر گردشگري دراستان که قابليت برنامه ريزي و سرمايه گذاري و توسعه فعاليت هاي گردشگري را دارند بالغ بر 444 جاذبه تشخيص داده شد. از اين مقدار حدود 26 درصد آن جاذبه طبيعي (117 جاذبه)، حدود 40 درصد جاذبه فرهنگي (178 جاذبه) و 33 درصد آنها جاذبه انسان ساخت (149 جاذبه) مي باشد(جدول شماره (4) را ببينيد).

همچنين توزيع جاذبه هاي برتر به تفکيک شهرستان نشان مي دهد که بيشترين تراکم جاذبه هاي طبيعي و انسان ساخت در شهرستان چابهار و جاذبه هاي تاريخي – فرهنگي در شهرستان زاهدان بسيار بيشتر از ساير شهرستانها مي باشد.