رسم وفا

ماندیم بین خوف و رجا ، آه سیستان !

پس کو نگاه عاطفه ها ، آه سیستان !

گویا عروسکان شب خیمه بازی اند !

رستم بیا به رسم صفا ، آه سیستان !

از یاد رفته غیرت منصور سربدار ؟

برباد رفته روح دعا ؟ آه سیستان

خون لخته شد ، به جای حنا ، توی مشت شهر !

بی رنگ شد حنای شفا ؟ آه سیستان !

یک بام و دو هواست ! مگر نه ؟ نگاه کن.....

از بس ریاست پشت ریا ، آه سیستان !

شیطان ز این مرام همی شرم آیدش ....

دستش بمانده توی حنا ! آه سیستان !

زابل ! هوا برای تنفّس قشنگ نیست ؟

کوچید ابر هم ز سما ، آه سیستان !

گوش کسی که نیست بدهکار درد ما

شاید گرفته گوش خدا ! آه سیستان !

فرزان بگو ، که ناله به جایی نمی رسد ؟

در گوش پنبه زار شما ، آه سیستان !

 

علی فیروزکوهی - فرزان