سیگار و سرطان قسمت چهارم/دکتر شیخ نژاد

در بحبوحه­ این سازماندهی تاریخی اپیدمیولوژی، در زمستان 1965، گراهام ناگهان بیمار شد؛ خودش فکر می­کرد که سرماخوردگی باشد. او یک جراح تمام عیار و در اوج کارش بود که این اتفاق افتاد. میراث او دست نیافتنی بود: او جراحی سرطان ریه را با استفاده از روش­های بخش بیماران سل قرن نوزدهم آموخت و آن را متحول کرد. او با استفاده از تنباکو به عنوان یک ماده سرطان­زا، تحقیق کرده بود که چگونه سلول­های سرطانی به وجود می­آیند. و با وایندر، ارتباط بین سیگار و سرطان ریه را ثابت کرده بود.

            در پایان، روگردانی از فرضیه­ای که خودش آن را ثابت کرده بود، اوارتز گراهام را از پای درآورد. در ژانویه 1957، وقتی سرماخوردگی از بین نرفت، گراهام در بیمارستان بارنز سنت لوئیس آزمایش­های مختلفی را انجام داد. اشعه ایکس نشان داد که مشکل چه و کجا بود: تومور، مجاری نایچه فوقانی را مسدود کرده بود و هر دو ریه پر بود از صدها توده­ کوچک متاستاز شده­ سرطانی. گراهام فیلم اشعه ایکس را بدون ذکر نام به همکارش نشان داد. جراح نگاه کرد و گفت، "تومور جراحی نشدنی که امیدی به بهبودش نیست." گراهام سپس با آرامی گفت، "تومور من است."

            در 14 فوریه، در حالی که هر هفته اوضاع او وخیم­تر می­شد، به دوست و همکارش آلتون اوشنر نوشت: "شاید شنیده باشی که من اخیرا به دلیل سرطان نایچه که مثل دزدی شبانه به من حمله کرد، در بیمارستان بارنز بستری بودم. تو میدانی که من سیگار را  5 سال پیش ترک کردم، اما مشکل اینجاست که من 50 سال سیگار می­کشیدم."

            دو هفته بعد،  گراهام هنگام اصلاح صورت سرگیجه گرفت و حالت تهوع پیدا کرد. او را به بیمارستان بردند، چند طبقه بالاتر از اطاق جراحی مورد علاقه­ اش. به او نیترات خردل تزریق کردند ولی بی فایده بود. دزد همه جا را غارت کرده بود؛ سرطان ریه به غدد لنفاوی، غدد فوق کلیوی، کبد و مغز پیشروی ­کرده بود. در 26 فوریه، سردرگم، افسرده، از هم گسسته، به کما رفت و در اطاقش فوت کرد.

**

 

در زمستان 1954، سه سال قبل از مرگش، گراهام مطلبی را در کتابی تحت عنوان "سیگار و سرطان" نوشت که آینده را پیش بینی می­کرد. گراهام به این فکر می­کرد که با گسترش استفاده از تنباکو در جوامع بشری، چگونه مبارزه خواهد شد. او نتیجه گیری می­کند که علم پزشکی به تنهایی نمی­تواند از گسترش تنباکو جلوگیری کند. او اعتقاد داشت که تحقیقات دانشگاهی فقط می­توانست اطلاعاتی را در مورد ریسک عوامل در اختیار بگذارد اما حل این مشکل باید سیاسی باشد. او در این باره نوشت، "بی تفاوتی سیاستمداران شاید به دلیل اعتیاد خود آن­ها باشد که آن­ها را کور کرده است. آن­ها چشم دارند که ببینند، اما نمی­بینند چون توانایی ترک سیگار را ندارند. همه این­ها بر می­گردد به این سئوال، آیا رادیو و تلویزیون باید اجازه داشته باشند که برای صنعت سیگار تبلیغ کنند؟ آیا وقت آن نشده است که مسئولان سلامت مردم، خدمات بهداشت عمومی آمریکا، حداقل به مردم هشدار بدهند؟"