رسالت قلبی/علیرضا ضابطی

حضرت امام خمینی:.
مفقودین عزیز محور دریای بیکران خداوندی اند و فقرای ذاتی دنیای دون در حسرت مقام والایشان در حیرتند .

شرکت در مراسم شهدا ، لیاقت می خواد ، که متاسفانه در تشیع این دو شهید گمنام اخیر ، ما از آن محروم شدیم .
چرا ؟ مگر ما چه کار خطایی کرده بودم ؟ واقعا" نتونستیم ، رسالت قلبی شمارو ، ارزشها و آرمانهای دینی و ملی شما رو ، به نسل بعد شما منتقل کنیم ؟ حتما" حالا از اون بالا نگاهمون می کنید و می گید ، نه ! اون ارزشهایی که ما جونمونو براش گذاشتیم ، این نبود که به همدیگه بی احترامی  کنید ، این نبود که برای گرفتن پست و مقام و ثروت ، از سر و کول همدیگه بالا برید ، این نبود  که به هر روشی ، خودتونو مطرح کنید تا به اهداف مادیتون برسید ،
هدف ما ، فقط خدمت در سایه ولایت بود عزیز ، اونهم خدمتی که می دونستیم پایانش، شهادت یا زندگیه ، مگه فراموش کردید همه مون چه با صفا و صمیمیت می اومدیم جبهه ، با تموم دنیا می جنگیدیم ، اما همیشه پیروز بودیم ، فراموش کردید ، مشکلات اقتصادی رو با همدلی و همکاری ، اونهم در اوج تحریمهای خارجی ، به فرصت تبدیل کردیم ، مردم ما دست به دست هم دادند ، خودشون کاشتند و خودشون ساختند و خودشون ، هم جبهه رو در دست گرفتند و هم پشت جبهه رو ، فتح خرمشهر ، یادته ! ساختن پل بر روی اروند وحشی ، که عراق هرگز فکرش رو هم نمی کرد ، یا عملیاتهای پی در پی رو ، یادته در کربلای 5 ، چه ضربات مهلکی به دشمن وارد کردیم ،
یادته ، امام (ره) گفت :(( هر روز ما در جنگ، برکتی داشته ایم که در همه صحنه ها از آن بهره جسته ایم ))
یکی از اون صحنه ها ، همون زندگی بی ریای مردم مون بود ، همون کار و تلاش خالصانه اونها بود ، همسایه از همسایه بی خبر نبود ، فرزند در پی  بی احترامی به پدر نبود ، پدر به فکر لقمه حروم نبود ، دختر خانوما ، آقا پسرها حجب و حیایی داشتند ، تو شهرها و روستاها فرهنگ ناب ایثار جا خوش کرده بود ،البته حالا هم اینجوری نیست بحمدالله ، اون برکته هنوز هم وجود داره ، چون خدا بنده هاشو که تنها نمی زاره ، و گر نه تا کنون دشمن شما رو از پای در آورده بود ، فقط باید ولایی باشید ، دستتون در دست سید علی باشه ، همون طوری که امام (ره) فرمودند (( پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد ))
 
گفتنیها رو گفتیم ، حالا هم این گوی و این میدون ، ما هم از اون بالا شما رو نظاره می کنیم ، نگران هم نباش که نتونستی به تشیع استخوانهایم بیایی ، چون لیلقت رو به بها دهند نه به بهانه ، و اونو هم فقط خدا می دونه و بس ،